من و بازیهای کارخانهای هیچوقت با هم کنار نیامدهایم. چند بار سراغشان رفتهام، نیمساعتی نوار نقاله چیدهام، به یک نمودار شلوغ رسیدهام و بیرون آمدهام. برای همین وقتی نشستم پای «بریو نیو واندِرز»، انتظار داشتم دو ساعت بعد با حسی گنگ برگردم سراغ همان بازی قدیمی که هزار بار تمامش …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی
نقد و بررسی بازی Hungry Horrors
من با ورقسازها رابطهای عجیب دارم. سالها به این خاطر که هر بازی تازهای سر وقت به دستم نمیرسید، همان چند عنوان محدود را دهها بار تمام میکردم و یاد گرفتم از تکرار لذت ببرم؛ همین شد که ساختار رانمحورِ این ژانر برایم خانهی دوم شد. با این حال وقتی …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی بازی Colorbound
وقتی اولین تصاویر Colorbound را دیدم، فکر کردم با یک پلتفرمر کوچک و مهربان طرفم که قرار است چند ساعت خوشرنگ تحویلم بدهد و بعد برود. راستش به پروتاگونیست ساکتی که فقط با شکلک حرف میزند هم بدبین بودم. اما همان چند مرحله اول این بدبینی را کنار گذاشت. بازی …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی بازی Flipping is Hard
اولین چیزی که در Flipping is Hard آزارم داد، خودِ اسمش بود: یک هشدار از پیش نوشتهشده که انگار از همان منوی اول به من میگوید اعصابم را روی میز بگذارم. اما بعد از چند دقیقه، وقتی فهمیدم فلیپی یک گوشی آجری است که بعد از افتادن در زبالهدانها جان …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی بازی Tower Tactics II
همهچیز از یک خاطره شروع میشود: سالهایی که بازیهای برجدفاعی پشت کامپیوترهای کافهی اینترنت، با موسهای فرسوده و صندلیهای پلاستیکی، تبدیل به یک اعتیاد جمعی میشدند. آنوقتها هر بازی تازهای به دستم نمیرسید و همین باعث میشد یک عنوان را دهها بار از اول شروع کنم، مسیرهای تازه امتحان کنم …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی بازی Zombuffoonery
وقتی Zombuffoonery را برای اولین بار اجرا کردم، انتظار یک بازی کوچک، سرراست و کمی خام داشتم. قیمت ده دلاری و ظاهر سادهاش از همان اول همین را میگفتند. نیم ساعت اول واقعاً بد نبود: زامبیها میآمدند، شلیک میکردم، پول جمع میشد و بلافاصله میتوانستم چیزی بخرم. این چرخه ساده …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی بازی Deep Dish Dungeon
دو ساعت اولم با Deep Dish Dungeon بیشتر شبیه جنگ بود تا ماجراجویی. از یک طرف فضای تاریک، پیکسلهای درشت و آن حس کاوش در سیاهچال قدیمی مرا به سمت خودش میکشید، از طرف دیگر کاراکترم طوری راه میرفت که انگار تازه از خواب بیدار شده و مفاصلش هنوز جا …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی بازی Silver Pines
از وقتی یادم میآید، ترس را با دوربین ثابت شناختهام. در کافینتهای تهران، وقتی اینترنت پرسرعت خانگی برای بیشتر ما یک خیال بود، یک نسخهی کپیشده از رزیدنت ایول ۲ دستبهدست میگشت و من ساعتها پشت همان صفحهی کوچک مینشستم تا از صدای قدمهای سنگین راهرو خونم یخ بزند. سالها …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی بازی Dragon’s Dogma 2
من با بازیهایی بزرگ شدم که مجبور بودم چند بار از اول شروعشان کنم، نه چون دوست داشتم، بلکه چون خرید هر بازی تازه برایم یک اتفاق بود. همین عادت باعث شد چیزهایی مثل رازهای پنهان، باسهای سخت و سیستمی که بعد از ده ساعت هنوز چیزی برای غافلگیر کردنت …
بیشتر بخوانید »نقد و بررسی بازی GLUE BLOCKS
اگر از من بپرسید یکی از بازیهایی که هنوز هر چند وقت یکبار برمیگردم سراغش، بدون معطلی میگویم تتریس. نسخهی گیمبویاش را آنقدر بازی کردهام که صدای افتادن قطعهها را از پشت دیوار تشخیص میدهم، و در سالهایی که خریدن هر بازی تازه ممکن نبود، همان چند بلوک ساده تمام …
بیشتر بخوانید »
IRG Review Iran Game Review