بازی The End of the Sun یک ماجراجویی داستان محور اول شخص است که توسط توسعهدهندگان مستقل دو نفره The End of the Sun Forge ساخته شده و سفری آرام و پر از اکتشاف است که در فرهنگ عامه و آیینهای بتپرستان اسلاوی غرق شده است. این بازی به شدت صبر شما را آزمایش میکند، زیرا خود را در یک فضای رمزآلود و غمانگیز غرق میکنید که ارزش بازی کردن را دارد.
شما در نقش Ashter، یک جادوگر و ردیاب ماوراءالطبیعه که قدرت زمان را در اختیار دارد، ایفای نقش می کنید و وظیفه شما شکار یک پرنده آتشین افسانهای به نام Rarog است که حضورش زمان را در اطراف یک روستای جنگلی متروک شکسته است. وقتی به آنجا میرسید، اجاقها در حال سوختن هستند و مردم رفتهاند. برای کشف آنچه اتفاق افتاده است، باید با آتشهای روستا پیوندهای عرفانی برقرار کنید و ردهایی از دود را منتشر کنید که شما را به سمت پژواکهای زنده وقایع گذشته هدایت میکند.
لحظات آغازین داستان مرا کمی گیج کرد. اطلاعات زیادی خیلی سریع به شما داده میشود، زمانی که به سختی فرصت پیادهروی بیش از چند قدم را داشتهاید. خوشبختانه، در نهایت همه چیز منطقی به نظر میرسد، اما این حجم زیاد روایت در اوایل داستان ممکن است برخی افراد را فوراً منصرف کند. با این حال، به آن پایبند باشید، زیرا فرهنگ عامه جالب زیادی برای یادگیری وجود دارد!

به لطف Rarog، در این بازی سفر در زمان زیادی نیز وجود دارد. هر دوره زمانی در یکی از چهار فصل (با فاصله سالها، نه فقط یک یا دو ماه) تنظیم شده است و دیدن شخصیتها و تغییر محیط بین آنها به خوبی انجام شده است. هر قطعه از داستانهای خاص ممکن است لزوماً به ترتیب زمانی نباشد. اما با کنار هم قرار دادن قطعات، این داستانهای کوچکتر گرد هم میآیند که به نوبه خود به پیشبرد روایت کلی کمک میکنند. این یک روش نسبتاً منحصر به فرد برای داستانسرایی است و در بیشتر موارد کاملاً خوب عمل میکند. من از فقدان تأثیر عاطفی و هیچ دلیل واقعی برای درگیر شدن با این شخصیتها شگفتزده شدم. برای یک بازی که تماماً در مورد داستان است، لحظات دلخراش میتوانست خوب باشد.
مکانیکهای گیمپلی The End of the Sun نسبتاً ساده هستند. شما در حالت اول شخص در نقشه پرسه میزنید و به دنبال آتش یا بون فایر میگردید. چرا آتش؟ خب، از آنجایی که اشتر یک جادوگر آتش است، میتواند با آتشهایی که بخش داستان آن منطقه را آغاز میکنند، تعامل داشته باشد. روشن کردن آنها شما را به آن منطقه متصل میکند تا زمانی که بتوانید یک معما را حل کنید و به آتش بعدی ادامه دهید. من میگویم معما، اما این خیلی سخاوتمندانه به نظر میرسد. حل اکثر آنها به چیزی بیش از پیدا کردن یک آیتم و قرار دادن آن در جای صحیح خلاصه میشود. گاهی اوقات معماهایی وجود دارد که به بازیکن بیشتری نیاز دارند، اما این تعداد بسیار کم و پراکنده است. کارهای بسیار بیشتری میتوانست انجام شود تا کمی چالش ایجاد شود، زیرا برای فهمیدن آنها به تفکر کمی نیاز است یا اصلاً نیازی نیست.
همانطور که قبلاً ذکر شد، زمان نقش بزرگی در این بازی ایفا میکند. سفر در زمان ساده است، هر یک از چهار فصل با آتشهای بزرگ در دنیایی رویایی و اثیری نشان داده میشوند. برای پیشرفت باید از هر چهار نقطه در زمان پرش کنید. به عنوان مثال، اقلام گمشده یا مسیرهای مسدود شده قبلی ممکن است در دوره زمانی دیگری پیدا شوند.
یک نکته منفی که در اینجا باید لحاظ کرد این است که طراحی معماهای واقعی به ندرت با هوشمندی ساختار سفر در زمان مطابقت دارد. با وجود تنظیمات موضوعی منحصر به فرد، بخش عمدهای از وظایف شما به کارهای سبک محیطی و ماموریتهای ساده جمعآوری خلاصه میشود. شما زمان زیادی را صرف پیدا کردن یک شیء و قرار دادن آن در یک نقطه مشخص یا به خاطر سپردن تعداد آیتمها یا توالی رویدادها میکنید. ضمنا با توجه به اینکه بازی فاقد سیستم Fast Travel است و راهنمایی عمداً مبهمی دارد، مکانیکهای سبک پازل اغلب با عقبگردهای سنگین همراه هستند. گم کردن جهت حرکت که میتواند به بخشهایی از عقبگردها و سرگردانیهای ناامیدکننده تبدیل شود، و به دنبال چارچوب مرجعی برای بازگشت به مسیر اصلی باشید، کار سختی نیست.
از لحاظ بصری، The End of the Sun یک پیادهروی دوستداشتنی در میان جنگلهای آرام و کنارههای رودخانههای آرام است. اگرچه انیمیشنهای شخصیتها بسیار خشک هستند، اما مدلهای واقعی نسبتاً خوب ساخته شدهاند. با این حال، بزرگترین مشکل و مانع برای بازیکنان کنسول، عملکرد در پلیاستیشن ۵ است. در حالی که بازی وقتی ثابت ایستادهاید زیبا به نظر میرسد، چرخاندن دوربین یا حرکت از میان شاخ و برگهای سنگین و جلوههای دود، افت فریم ناپایداری را ایجاد میکند. حتی با تنظیم نرخ فریم قفل نشده، کنسول برای حفظ نرخ فریم پایدار ۶۰ فریم بر ثانیه تلاش میکند. در حالی که سرعت پایین ماجراجویی به این معنی است که توانایی شما در بازی را خراب نمیکند، اما نمیتوان از پارگی و لکنت مداوم صفحه چشمپوشی کرد.
خوشبختانه، جلوه های صدا، بار سنگینی را به دوش میکشد. صداهای محیطی خشخش باد و آتشسوزی عالی هستند، اما ستاره واقعی موسیقی متن است. این بازی شامل آهنگهای آوازی عرفانی و وهمآوری است که از آهنگهای سنتی و عامیانه اسلاوی الهام گرفته شدهاند و کاملاً با فضای وهمآور و مراقبهای مطابقت دارند. صداگذاری به طور کلی به اندازه کافی قوی است که شما را در بازی نگه دارد و بدون آن، بازی از نظر من جذابیت زیادی را از دست میداد.
در کل، بازی The End of the Sun در PS5 دارای برخی مشکلات عملکردی است، اما یک سفر پازل محور عالی در طول فصلها است. این یک بازی با سرعت پیشرفت بسیار پایین است، اما وقتی وقایع تاریخی را مرور میکنید و قطعات را کنار هم قرار میدهید، راهحلها بسیار هوشمندانه هستند. فضای محیطی و فولکلور اصیل، آن را به سفری ارزشمند برای طرفداران ماجراجویی صبور تبدیل میکند.
با وجود شروع گیجکننده و عدم دانش من در مورد فرهنگ عامه اسلاوی، این بازی سفری بسیار جالب بود. با این حال، بدون مشکل هم نیست. کمبود معماهای واقعی بیشترین آسیب را به بازی میزند، که بیشتر آنها صرفاً ماموریتهای ساده برای جمعآوری هستند. همراه با داستانی که به اوج احساسی که انتظار داشتم نمیرسد و عملکرد گرافیکی ضعیف، The End of the Sun یک تجربه جالب، هرچند ناقص، است.
- ریتم آرامشبخش و تفکربرانگیزی دارد.
- جلوه های صوتی و موسیقی، فوق العاده هستند.
- خاطرات گذرا، نوعی طنین احساسی ایجاد میکنند.
- روی کنسول های PS5 افت فریم ناپایداری مشاهده می شود.
- عملکرد گرافیکی ضعیف است.
- معماها به تنوع بیشتری نیاز دارند.
- فاقد سیستم راهنمایی منسجم و مفید می باشد.
IRG Review Iran Game Review




