خانه / PC / نقد و بررسی بازی Roboquest VR
نقد و بررسی بازی Roboquest VR

نقد و بررسی بازی Roboquest VR

بگذارید با یک اعتراف شروع کنم: من از آن دسته بازیکنانی هستم که در دوران بچگی، به جای خریدن بازیهای جدید، همان سه‌چهار عنوان را صد بار تمام می‌کردم. برای همین، روگلایت‌ها برایم همیشه یک احساس خاص داشته‌اند؛ جایی که تکرار نه‌تنها کسل‌کننده نیست، بلکه با هر بار مردن، یک قدم به کشف راز تازه نزدیک‌تر می‌شوی. Roboquest در نسخه رومیزی یکی از همان بازی‌هایی بود که به‌خاطر سرعت و سیستم مبارزاتش دوست داشتم، اما وقتی شنیدم قرار است به VR بیاید، دو احساس متناقض داشتم: هیجان از یک طرف، و ترس از اینکه مبادا این همه سرعت و پرش عمودی، با هدست روی سر به جهنم تبدیل شود. حالا بعد از چند هفته بازی کردن، می‌توانم بگویم که Roboquest VR نه فقط یک اقتباس شایسته، بلکه یکی از هیجان‌انگیزترین تجربه‌هایی است که در واقعیت مجازی داشته‌ام.

اولین چیزی که متوجه می‌شوی، این است که همه چیز به‌طرز عجیبی دستی شده. کمان را باید واقعاً بکشی، تبر را با تاب دادن دست رها کنی، و حتی ریلود کردن اسلحه به‌جای یک دکمه، یک عمل فیزیکی است؛ باید خشاب خالی را بیرون بکشی و خشاب تازه را بگذاری. این جزئیات کوچک، کلیت بازی را تغییر می‌دهند. برای من، لحظه‌ای که توجهم به این قابلیت جلب شد، بعد از یک دوئل سخت با یک ربات غول‌پیکر بود؛ در حالی که نفس‌نفس می‌زدم، خشاب را با دست لرزان عوض کردم و همان حرکت فیزیکی باعث شد غرق در بازی شوم. این چیزها را نمی‌شود با ماوس یا دسته حس کرد.

سیستم UI نیز با دقت زیادی به VR منتقل شده است. به جای منوی مزاحم، می‌توانی سلامتیت را روی مچ دست چپ ببینی، مینی‌مپ را با بالا گرفتن دست راست ظاهر کنی، و کارت‌های پِرک را به شکل فیزیکی در هوا بگیری و با نگه داشتن ماشه انتخابشان کنی. این تغییرات شاید کوچک به نظر برسند، اما باعث می‌شوند کاملاً احساس کنی درون دنیای بازی هستی، نه اینکه فقط داری به یک مانیتور خیره شده‌ای.

اما بگذارید از جنبه دیگری هم بگویم: این بازی سریع و بی‌رحم است. حتی با وجود چهار سطح دشواری، در تنظیمات معمولی باید به‌شدت مراقب باشید. دشمنان از همه طرف شلیک می‌کنند، عمودی بودن میدان نبرد از تو می‌خواهد که همزمان بدوی، بپری، روی ریل‌ها کشیده شوی و تیراندازی کنی. در حالت عادی، با یک موس، این کار هماهنگی دست و چشم است؛ در VR، کل بدن درگیر می‌شود. اوایل بارها به‌خاطر گیجی یا ناهماهنگی مردم، اما رفته‌رفته به یک ریتم رسیدم و آنجا بود که بازی واقعاً شکوفا شد. با این حال، اگر به‌آسانی دچار سرگیجه یا حالت تهوع می‌شوید، بهتر است اول با بازی‌های آرام‌تر خودتان را آماده کنید.

چیزی که بیش از همه برایم جذاب بود، همان رازها و شاخه‌های زمانی است. در هر ران، باید تصمیم بگیری مثلاً از یک مسیر سریع بگذری تا یک جعبه ویژه را قبل از تمام شدن زمان برسانی، یا ریسک کنی و به جستجوی آیتمی بپردازی که شاید برای مأموریت یک NPC دیگر در مسیر بعدی لازم باشد. این شاخه‌ها در ابتدا استرس‌آور هستند، اما وقتی به بازی مسلط می‌شوی، تبدیل به یک لایه استراتژیک عمیق می‌شوند. من ساعت‌ها وقت صرف کردم تا بفهمم چطور می‌توانم هم به آن اتاق مخفی برسم و هم از گشت‌زنی‌های دشمن فرار کنم. درست مثل همان روزهایی که دنبال پاورآپ‌های مخفی در یک بازی پلتفرمی می‌گشتم.

آپگریدهای پایگاه و گجت‌های دائمی که با مأموریت‌های جانبی به دست می‌آیند، انگیزه تازه‌ای برای ادامه دادن می‌دهند. بعضی از این گجت‌ها مثل برداشتن یک انرژی رایگان هنگام بالا رفتن سطح، کاملاً آپشنال هستند، اما برخی دیگر به بهای محدودیت سلامتی، خسارت را بیشتر می‌کنند. این معاوضه‌ها، هربار یک روش جدید برای تجربه بازی پیش پایت می‌گذارند و باعث می‌شوند بعد از اتمام یک ران، بی‌درنگ ذهنت به چیدن یک بیلد تازه مشغول شود.

البته اگر بخواهم منصف باشم، چند نکته منفی هم وجود دارد. مهم‌ترین آنها نبود حالت کوآپ در عرضه است. من یادم می‌آید که در کافی‌نت‌های قدیمی، نشستن کنار یک دوست و فریاد زدن وسط نبرد، نصف لذت بازی‌های اکشن بود. Roboquest با کوآپ می‌توانست آن تجربه را در VR چند برابر کند، اما فعلاً باید تنهایی بازی کنید. دوم، شاخه‌های زمانی گاهی واقعاً بی‌خشماند؛ اگر یک لحظه به راه اشتباه بروی، یک فرصت منحصر‌به‌فرد را از دست می‌دهی و مجبوری کل ران را دوباره شروع کنی. حس می‌کنم یک ساعت شنی مخفیانه دارد ناکجاآباد شما را می‌سنجد و این برای یک بازیکن کمال‌گرا مثل من آزاردهنده است. سوم هم اینکه داستان آنقدر کمرنگ است که اگر به دنبال روایت عمیق هستید، باید جای دیگری بگردید. گرچه برای من، در این سبک بازی‌ها، داستان همیشه اولویت آخر است؛ مهم این است که گیم‌پلی بتواند مرا درگیر نگه دارد.

در نهایت، Roboquest VR یک موفقیت بزرگ در اقتباس از یک بازی تخت‌ای است. با اینکه قطعاً برای همه نیست و سخت‌گیری‌های خاص خودش را دارد، برای مخاطب هدف خود آن‌هایی که با بازی‌های سریع، فشرده و پر از راز بزرگ شده‌اند یک تجربه ضروری است. این بازی مرا دوباره به همان نوجوانی برگرداند که ساعت‌ها در همان یک سطح می‌دوید تا یک اتاق مخفی پیدا کند. اگر اهل چالش هستید و بدنتان آن را تحمل کند، حتماً امتحانش کنید؛ پشیمان نمی‌شوید.

0

مزایا

  • طراحی کنترل‌های VR که حس واقعی و همه‌جانبه‌ای به هر سلاح می‌دهد
  • سیستم ریلود دستی و تعلیق سلاح‌ها که غوطه‌وری را افزایش می‌دهد
  • حلقه‌ی روگلایت اعتیادآور با آیتم‌ها و گجت‌های متنوع
  • تغییرات UI هوشمندانه مثل کارت‌های پِرک و مینی‌مپ روی مچ
  • ارزش تکرار بالا به لطف شاخه‌های زمانی و رازهای مختلف
معایب

  • نبود کوآپ در زمان عرضه که ارزش دوستانه بازی را می‌کاهد
  • سختی بالا و نیاز به تبحر زیاد که برای هرکسی مناسب نیست
  • شاخه‌های زمانی گاهی استرس و ناامیدی ایجاد می‌کنند
  • داستان و روایت بسیار کمرنگ و قابل چشم‌پوشی

0

0

0

0

0

گرافیک - 8.58
گیم پلی - 9.35
داستان - 6.05
موسیقی - 7.7

7.9

User Rating: Be the first one !

همچنین ببینید

نقد و بررسی بازی Hungry Horrors

نقد و بررسی بازی Hungry Horrors

من با ورق‌سازها رابطه‌ای عجیب دارم. سال‌ها به این خاطر که هر بازی تازه‌ای سر …