خانه / Reviews / نقد و بررسی بازی GRIDbeat!

نقد و بررسی بازی GRIDbeat!

در میان بازار عناوین مستقل، نوع خاصی از بازی وجود دارد که فقط از شما نمی‌خواهد آن را بازی کنید، بلکه باعث می‌شود هر ثانیه از آن را حس کنید. GRIDbeat! دقیقاً همین است. از لحظه‌ای که وارد سیاه‌چال سایبری نئونی آن شدم، مشخص بود که این فقط مربوط به واکنش‌های سریع یا تصمیمات هوشمندانه نیست. این مربوط به ریتم، فشار و حفظ خونسردی در زمانی است که همه چیز در اطرافتان سعی در منحرف کردن شما دارد. حتی قبل از اینکه گیم‌پلی شروع شود، این هویت بصری بود که مرا جذب کرد. زیبایی‌شناسی سایبری جسورانه و درخشان بلافاصله برجسته می‌شود و شما را از نادیده گرفتن آن دور می‌کند.

داستان بازی از جایی آغاز می شود که شما پس از یک سرقت دیجیتالی بزرگ، کار خود را شروع می‌کنید، به Knoss.OS نفوذ کرده‌اید و داده‌هایی را دزدیده‌اید که فوراً هدفی را روی پشت شما ترسیم می‌کند. هیچ دور پیروزی وجود ندارد. شما درون سیستم قفل شده‌اید، توسط برنامه‌های امنیتی تهاجمی و بدافزارهای خصمانه شکار می‌شوید. تنها راه خروج، همگام ماندن است. هر حرکتی باید با ریتم انجام شود. اگر آن را از دست بدهید، سیستم به سرعت شما را احاطه می‌کند.

این قلب بازی GRIDbeat! است و دنیایی را خلق می‌کند که در آن موسیقی متن فقط یک آهنگ ساده در پس‌زمینه محسوب نمی شود، بلکه قانون بازی است. شما باید با ریتم پیش بروید و با اعتماد به نفس از میان خطر عبور کنید. حتی می توانید خطاهایی هم داشته باشید، چون تنش بازی در یک لحظه اوج می‌گیرد. حالا وقت آن رسیده که وارد شبکه شوید و ببینید بازی واقعاً چگونه پیش می‌رود.

گیم‌پلی جایی است که GRIDbeat! واقعاً می‌درخشد. همه چیز حول ریتم می‌چرخد و وقتی کلیک می‌کند، احساس فوق‌العاده رضایت‌بخشی دارد. در اوایل، می‌توانید وقت خود را صرف حرکت در شبکه با ریتم کنید، مکانیک‌ها را یاد بگیرید و جریان خود را پیدا کنید. با افزایش سختی، برخی از سطوح توسط بدافزارهای خصمانه تعقیب می‌شوند، در حالی که برخی دیگر مانند مارپیچ‌هایی با تنها یک مسیر صحیح به جلو ساختار یافته‌اند. من دکمه راه‌اندازی مجدد را بیشتر از آنچه می‌توانم بشمارم فشار می‌دهم، اما در نهایت عبور از یک سطح دشوار احساس شگفت‌انگیزی دارد.

گشت و گذار در شبکه چیزی بیش از زمان‌بندی است. شما با موانع و معماها سر و کار دارید، مانند زدن سوئیچ‌ها در جهت درست یا عبور از موانع کدنویسی تخریب‌پذیر. هر مرحله چیز جدیدی را معرفی می‌کند و چالش را تازه نگه می‌دارد. همچنین یک نوار سلامتی دارید که هر زمان که خارج از ریتم حرکت می‌کنید، خالی می‌شود و برخی از دشمنان پرتابه‌هایی شلیک می‌کنند که شما را مجبور می‌کند همزمان با موسیقی جاخالی دهید. از همان ابتدا، GRIDbeat! نشان می‌دهد که چقدر ریتم را جدی می‌گیرد. هدفون‌های سیمی توصیه می‌شوند و من موافقم، حداقل تأخیر تفاوت زیادی ایجاد می‌کند. پخش‌کننده‌های بلوتوث می‌توانند تأخیر را تنظیم کنند و HD Rumble به شما کمک می‌کند تا علاوه بر شنیدن، ریتم را حس کنید.

خوشبختانه آموزش اصول اولیه را پوشش می‌دهد، اگرچه در ابتدا می‌تواند کمی طاقت‌فرسا باشد. این همچنین جایی است که مشکل معمول من با رویدادهای سریع بازگشته است. در طول برخی از هک‌ها، یک چرخ دور صفحه می‌چرخد و شما باید دقیقاً در لحظه عبور آن، دکمه مطابق را بزنید، که مدتی طول کشید تا به آن عادت کنم. از زمانی که Switch 2 خود را گرفتم، مغزم درگیر طرح دکمه‌های Xbox شده است، بنابراین هنوز هم در ابتدا دکمه‌ها را سخت می‌دانستم. بعد از مدتی، دکمه‌ها کار می‌کردند و این کاملاً به من بستگی دارد که زمان زیادی را با یک کنترلر Xbox گذرانده‌ام.

بعد از چند تلاش، ناگهان کار کردند و آن لحظه بود که بازی برای من زنده شد. همه چیز سر جای خودش قرار گرفت و بالاخره توانستم به جای جنگیدن با موسیقی، با آن حرکت کنم. از آنجا، GRIDbeat! به تمرکز کامل نیاز دارد. نمی‌توانید دکمه‌ها را فشار دهید. باید گوش دهید، به ریتم اعتماد کنید و متعهد شوید. وقتی همه چیز در یک راستا قرار می‌گیرد، تقریباً خودکار به نظر می‌رسد، انگار ورودی‌های شما و موسیقی متن با هم کار می‌کنند. تنش دائمی است و آن کشش و فشار در هر بار اجرا من را درگیر نگه می‌داشت.

شک ندارم که جلوه‌های بصری این بازی فورا توجه شما را جلب می کند. شبکه سایبری غرق در نئون، با دشمنان، خطرات و مسیرهای درخشان که به جهان حس زنده بودن می‌دهند، واقعا خیره کننده است. هر حرکتی هدفمند به نظر می‌رسد و نحوه واکنش شبکه به ریتم شما، حس رضایت‌بخشی از تأثیرگذاری را به آن می‌بخشد. حتی وقتی مراحل با طرح‌بندی‌های هزارتو مانند یا موانع تخریب‌پذیر پیچیده‌تر می‌شوند، طراحی به اندازه کافی واضح می‌ماند که با یک نگاه قابل خواندن باشد. اگر یک ضرب آهنگ را از دست بدهید یا در یک سکانس شکست بخورید، شبکه به شکلی تاریک می‌شود که بلافاصله به شما می‌گوید چیزی اشتباه است و بدون اینکه جریان بازی را مختل کند، بازخورد سریعی به شما می‌دهد. در واقع جلوه‌های بصری GRIDbeat! نه تنها شیک هستند، بلکه از گیم‌پلی پشتیبانی می‌کنند، ریتم را تقویت می‌کنند و هر مرحله را غوطه‌ور و پرانرژی جلوه می‌دهند.

موسیقی متن در پس‌زمینه قرار نمی‌گیرد، بلکه هر حرکتی را که انجام می‌دهید هدایت می‌کند. هماهنگ ماندن روان و رضایت‌بخش است، در حالی که افت ریتم، لکنت شدیدی ایجاد می‌کند که شما را به تمرکز مجدد سوق می‌دهد. صدای غرش HD در سوئیچ کاملاً با موسیقی کار می‌کند و به شما اجازه می‌دهد ریتم را حس کنید و همچنین آن را بشنوید. نشانه‌های ظریف برای دشمنان و خطرات با موسیقی متن ترکیب می‌شوند، بنابراین شما بدون اینکه حتی به آن فکر کنید، شروع به تشخیص الگوها می‌کنید.

هر مرحله ریتم خاص خود را دارد و تغییرات در سرعت، شما را در حال تطبیق نگه می‌دارد. درست زمانی که فکر می‌کنید زمان‌بندی را به خوبی یاد گرفته‌اید، موسیقی تغییر می‌کند و شما را مجبور می‌کند که درجا خود را با آن وفق دهید. تنوع در موسیقی متن، اکشن را پویا نگه می‌دارد و به پایان رساندن یک مرحله با هماهنگی کامل واقعاً رضایت‌بخش است. موسیقی فقط از گیم‌پلی پشتیبانی نمی‌کند، بلکه به گیم‌پلی تبدیل می‌شود و این همان چیزی است که GRIDbeat! را بسیار خاطره‌انگیز می‌کند.

در پایان، GRIDbeat! یک ماجراجویی ریتمیک شیک و پرانرژی ارائه می‌دهد که شما را از همان ضرب اول درگیر نگه می‌دارد. ترکیبی از زمان‌بندی دقیق، تصاویر نئونی و فشار مداوم، یک تجربه سریع و جذاب ایجاد می‌کند که وقتی همه چیز شروع می‌شود، حس فوق‌العاده‌ای دارد. چند جهش سختی و لحظاتی از راهنمایی نامشخص، آن را کمی عقب نگه می‌دارد، اما موسیقی متن قوی، عملکرد روان Switch 2 و ارزش تکرارپذیری قوی در حالت‌های آن، آن را به یک بازی خاطره‌انگیز و ارزشمند تبدیل می‌کند.

5

5

مزایا

  • گیم‌پلی مبتنی بر ریتم بازی واقعا سرگرم کننده است.
  • جلوه های بصری زیبا و رنگارنگی دارد که هر بازیکنی را مجذوب می کند.
  • موسیقی عالی، همانطور که انتظار دارید.
  • به عنوان یک بازی ریتیمک، چالش سنگینی را ارائه می‌دهد.
معایب

  • می تواند برای برخی از مخاطبین یک بازی دشوار باشد.
  • وجود تعدادی المان تکراری در گیم پلی که یکنواختی بازی را به همراه می آورند.

0

0

0

0

0

گرافیک - 8.5
گیم پلی - 9
داستان - 7.5
موسیقی - 9

8.5

User Rating: Be the first one !

همچنین ببینید

نقد و بررسی بازی Manairons

Manairons بازی‌ای است که کاملاً توجه من را صرفاً به خاطر گرافیک دوست داشتنی و …