خانه / Reviews / نقد و بررسی بازی Manairons

نقد و بررسی بازی Manairons

Manairons بازی‌ای است که کاملاً توجه من را صرفاً به خاطر گرافیک دوست داشتنی و جذابیتی که در نگاه اول ارائه می‌دهد، جلب کرد. یک سبک هنری زیبا که به اندازه‌ای که دوست دارم، زیاد به آن توجه نکرده‌ام، اما تریلر معرفی آن کمی من را به خود جلب کرد. من همیشه عاشق فانتزی‌های تاریک بوده‌ام و این بازی به نظر می‌رسید که می‌تواند دقیقاً با این ویژگی‌ها مطابقت داشته باشد.

بدون اتلاف وقت، بازی شما را به درون ترکیبی از فرهنگ عامه پیرنه و هرج و مرج بازیگوشانه می‌کشاند. شما در نقش نای (Nai)، یک مانایرو (manairó)، یک روح کوچک جنگل از افسانه‌های محلی، از خواب بیدار می‌شوید که قرن‌ها در یک کانال جادویی گرفتار شده است، و سپس به روستایی قدم می‌گذارید که به دلیل صنعتی شدن، در سکوت فرو رفته است. مغازه‌ها تعطیل هستند، مانایرون‌ها بیش از حد کار می‌کنند و کل مکان طوری به نظر می‌رسد که انگار فراموش کرده جادو قرار است چه شکلی باشد.

وظیفه شما روی کاغذ ساده است. با یک فلوت، چند ملودی جادویی و بداهه‌نوازی فراوان، برای بازگرداندن تعادل تلاش می‌کنید. شما در کسب و کارهای شهر Vilamont کاوش می‌کنید، معماهایی را حل می‌کنید که مغزتان را به درستی به چالش می‌کشند و با هم‌نوعان خود که به کار کارخانه‌ای کشیده شده‌اند، روبرو می‌شوید. این یک محیط عجیب و غریب پر از فرهنگ عامه و موجودات کوچک استرس‌زا است و بعد از تماشای تریلر کنجکاو بودم که ببینم همه اینها چگونه پیش خواهد رفت.

شما با یک پرش ساده شروع می‌کنید که بعداً در بازی بهبود می‌یابد و به تدریج ملودی‌های جدیدی برای فلوت خود یاد می‌گیرید. این آهنگ‌ها می‌توانند محیط را کمی تغییر دهند، مانند ایجاد قلاب‌هایی که می‌توانید از روی آنها بپرید یا حرکت دادن اشیاء بزرگتر برای باز کردن مسیرهای جدید. مبارزه نیز بسیار سرراست است: شما یک دکمه را برای حمله فشار می‌دهید و بیشتر برخوردها به زمان‌بندی ضربات شما هنگام نزدیک شدن دشمنان بستگی دارد. این یک سیستم عمیق نیست، اما تنوع کافی را برای تازه نگه داشتن هر مرحله اضافه می‌کند.

در بیشتر موارد، کنترل‌ها شهودی و پاسخگو هستند که به پلتفرمینگ کمک می‌کند تا برای بازیکنان جوان‌تر و تازه واردان قابل دسترس باشد. در طول هر مرحله، دستورالعمل‌هایی پیدا خواهید کرد که می‌توانید فلوت خود را بنوازید، و در حالی که فقط تعداد انگشت‌شماری ملودی برای یادگیری وجود دارد، همیشه مشخص نیست که در حال حاضر به کدام یک نیاز دارید. این اغلب منجر به کمی آزمون و خطا می‌شود، اگرچه نواختن هر آهنگ به اندازه کافی ساده است زیرا فقط باید ترتیب دکمه‌های نشان داده شده در لیست ملودی‌های خود را مطابقت دهید. می‌توانید هر ملودی را با فشار یک دکمه ببینید، بنابراین حتی اگر ترتیب را فراموش کنید، هرگز برای مدت طولانی شما را کند نمی‌کند.

برخی از معماهای اولیه نیاز دارند که از چندین طبقه بالا بروید و جریان انرژی که یک در را روشن می‌کند، با تنها یک مسیر صحیح در میان چندین گزینه وسوسه‌انگیز، تنظیم کنید. این معماها هوشمندانه، رضایت‌بخش برای حل کردن بودند و از فضاهای عمودی بازی به خوبی استفاده می‌کردند. من آنها را سرگرم‌کننده یافتم و آرزو می‌کردم که بازی چند معمای دیگر در این سبک داشته باشد، زیرا آنها یک لایه پیچیدگی خوشایند را بدون اینکه هرگز احساس طاقت‌فرسا بودن کنند، اضافه می‌کردند.

دشمنان کمی در سراسر مراحل پراکنده هستند. اکثر آنها در مسیرهای ساده راه می‌روند تا زمانی که شما را ببینند، سپس مستقیماً به سمت شما می‌آیند. دشمنان پرنده برای من سخت‌ترین بودند، زیرا آنها درست بالای زمین معلق هستند و ضربه زدن به آنها می‌تواند دشوار باشد. برخی از دشمنان همچنین عسل پرتاب می‌کنند که اگر وارد آن شوید، شما را کند می‌کند، که در طول برخوردهای خاص کمی فشار اضافه می‌کند.

نقاط چک پوینت در هر مرحله به طور منصفانه قرار گرفته‌اند. افتادن از لبه شما را به نقطه بازرسی قبلی برمی‌گرداند و مقدار کمی از سلامتی‌تان را از دست می‌دهد. از دست دادن تمام سلامتی‌تان شما را به ابتدای مرحله برمی‌گرداند، اما هر معمایی که قبلاً حل کرده‌اید حل شده باقی می‌ماند، که به کاهش ناامیدی کمک می‌کند. با این حال، دشمنان دوباره ظاهر می‌شوند، بنابراین شما هنوز هم باید برای بازگشت به مرحله بجنگید.

هر مرحله با یک مبارزه با غول‌ها به پایان می‌رسد و این‌ها یکی از بخش‌های مورد علاقه من در Manairons بودند. آن‌ها سرگرم‌کننده، متنوع و اغلب خلاقانه‌تر از بخش‌های پلتفرمینگ معمولی هستند و به هر سطح یک لحظه پایانی رضایت‌بخش می‌دهند. ریتم بازی نیز درست به نظر می‌رسید و ایده‌های جدید به طور منظم معرفی می‌شدند. حتی غول آخر هم یک مکانیک جدید اضافه می‌کند که غافلگیری خوبی بود. بین مراحل، به شهر محلی ویلامونت باز می‌گردید. در اینجا دوربین به نمای ایزومتریک هوایی تغییر می‌کند و می‌توانید در اطراف پرسه بزنید، با چند روستایی صحبت کنید و هر مرحله‌ای را که قبلاً تکمیل کرده‌اید، دوباره بازی کنید. حتی می‌توانید به قسمت‌های مختلف هر مرحله سفر سریع داشته باشید که جستجوی کلکسیون‌های از دست رفته را بسیار آسان‌تر می‌کند.

کلکسیون‌های زیادی برای پیدا کردن وجود دارد، از صفحه‌های وینیل و تمبر گرفته تا سکه‌ها و دیگر شگفتی‌های کوچک. بعضی از آنها به راحتی قابل تشخیص هستند، در حالی که بعضی دیگر در مکان‌های مخفی هوشمندانه‌ای پنهان شده‌اند. چند لحظه‌ای بود که بعد از چندین پرش ناموفق، فقط می‌خواستم به چک‌پوینت بعدی برسم و از یک یا دو کلکسیون صرف نظر کردم، اما کسانی که بازی را تمام می‌کنند از این شکار لذت خواهند برد.

از لحاظ بصری، Manairons تقریباً بلافاصله با سبک هنری خاص خود مرا مجذوب کرد. کارگردانی هنری، جذابیتی دست‌ساز و داستانی دارد که با ریشه‌های فولکلور آن همخوانی دارد. هر مرحله با تم یکی از مغازه‌های روستا طراحی شده است و طراحی محیطی رنگارنگ، خوانا و پر از شخصیت است. چه در حال گشت و گذار بین ابزارهای بزرگ در کارگاه کفاشی باشید و چه در حال جاخالی دادن از گرما در داخل تنورهای نانوایی، بازی آن حس مکان را به خوبی القا می‌کند.

من همیشه عاشق بازی‌هایی بوده‌ام که شما را کوچک می‌کنند و به شما اجازه می‌دهند دنیا را از یک زاویه دید کوچک کشف کنید و Manairons این مقیاس را به زیبایی به تصویر می‌کشد. اشیاء روزمره به قطعات، موانع و نقاط دیدنی تبدیل می‌شوند و دنیا بدون اینکه به هم بریزد، حس بازیگوشی دارد. ارائه ۲.۵ بعدی نیز به نفع آن عمل می‌کند. مدل‌های سه‌بعدی که روی یک صفحه عمدتاً جانبی قرار گرفته‌اند، بدون اینکه حس قدیمی بودن به بازی بدهند، طعمی نوستالژیک به آن می‌دهند.

همچنین در نحوه استفاده Manairons از موسیقی، اشاره‌ای دوست‌داشتنی به بازی‌های ماجراجویی کلاسیک وجود دارد. یادگیری ملودی‌های کوتاه برای تعامل با محیط، چاشنی خیال‌پردازی به آن اضافه می‌کند و انیمیشن‌هایی که این لحظات را همراهی می‌کنند، ساده اما جذاب هستند. همه اینها دست به دست هم می‌دهند تا یک هویت بصری منسجم، جذاب و به طرز شگفت‌آوری به یاد ماندنی ایجاد کنند.

به طور کلی، Manairons یک ماجراجویی جذاب ۲.۵ بعدی با گرافیک دوست‌داشتنی، معماهای خلاقانه و یک محیط دنج است. گشت و گذار در شهر Vilamont سرگرم‌کننده است، باس فایت های بازی برجسته هستند و ملودی‌های فلوت به آنها هویت خاصی می‌بخشند. برخی از جنبه‌های منفی مانند مبارزات ساده، خوانایی دشوار پرش و چند مشکل در عملکرد، آن را عقب نگه می‌دارند، اما همچنان یک سفر کوچک لذت‌بخش و خیال‌انگیز است.

5

5

مزایا

  • لحن داستان‌سرایی عامیانه دارد بدون اینکه خیلی خشک یا اغراق‌آمیز به نظر برسد.
  • سبک هنری زیبا و منحصر به فردی دارد.
  • موسیقی واقعاً لذت‌بخش است.
  • هر کدام از شخصیت های داستان، هویت ویژه خود را دارند.
معایب

  • به بهینه سازی بیشتری نیاز دارد – چیزی در ظاهر و حس کلی وجود دارد که کمی ناتمام به نظر می‌رسد.
  • سیستم فلوت می‌توانست استفاده روان‌تری داشته باشد.
  • فاقد حالت‌های کمکی، گزینه‌های سختی و سفارشی‌سازی عمیق‌تر متن است.

0

0

0

0

0

گرافیک - 8
گیم پلی - 7
داستان - 7
موسیقی - 8

7.5

User Rating: Be the first one !

همچنین ببینید

نقد و بررسی بازی Goblin’s Die

بازی Goblin’s Die یک عنوان نقش‌آفرینی اکشن پرهیاهو و سرگرم‌کننده است که توسط استودیوی مستقل …