یقینا همه ما اولین تجربه عاشقانه را در زندگی گذرانده ایم. تماشای آن دختر بامزه در اتوبوس با کوله پشتی جذاب، پسری که در زمین بازی در حال بازی با دوستانش بود، یا بچهای که شن و ماسه را روی پیراهنتان ریخته و نمیتوانید از فکر کردن به آن دست بردارید. بازی The Day I Became a Bird نیز تلاش می کند چنین تجربه ای را یادآور شود و داستان فرانک، یک دانشآموز دبستانی، و تلاشهایش برای ارتباط برقرار کردن با سیلویا، دختر جدیدی که به پرندگان علاقه دارد را روایت می کند.
وقتی برای اولین بار این بازی را دیدم، تنها چیزی که به ذهنم رسید بازیهایی مانند «Last Day of June» بود که قرار بود گریهآور باشند، بنابراین خودم را آماده کردم. خوشبختانه، سفر فرانک سفری است که فکر میکنم همه ما میتوانیم با آن همذاتپنداری کنیم، بدون اینکه باعث ناراحتی زیادی شود.
قهرمان ما (فرانک) یک دیوانهی دوستداشتنی است که نمیتوانید جلوی عاشق شدنش را بگیرید و همه چیز با یک گیاه شروع میشود. فرانک از رختخواب بیرون میآید، روی صورتش دراز میکشد و روزش را با دادن یک تکه نان تست به سگش، Chief، شروع میکند. این عجیبترین معرفی نیست، با این حال، راهروی او با پرهای طلایی تزئین شده است – یک شیء کلکسیونی که هر صفحه از این کتاب مصور تعاملی را زینت میدهد. در راه مدرسه، با بچههای دیگر قاطی میشوید و به انواع دیالوگهایی گوش میدهید که کاملاً بیمعنی هستند، اما همه ما این را تجربه کردهایم.
صحبت در مورد آخرین قسمت یک نمایش، ایفای نقش جدیدترین مد روز، یا ایجاد توطئههایی که معلم شاخکهایش را دارد. این نسبتاً جذاب است، اما فرانک به این موضوع علاقهای ندارد. تمام چیزی که او به آن اهمیت میدهد سیلویا است، دختری گوشهگیر که بچههای دیگر او را درک نمیکنند، که کاملاً شیفتهی جمعیت پرندگان محلی است. فرانک که میخواهد بخشی از این ماجرا باشد، برای جلب محبت او تلاش میکند و شروع به تبدیل شدن به یک پرنده میکند.
بدون اینکه جزئیات زیادی را فاش کنم (بازی کمتر از ۹۰ دقیقه بود، شامل زمان لازم برای کسب هر دستاورد)، فقط میگویم که شما میتوانید هر مرحله از سفر فرانک به سمت دستیابی به آن هدف را تجربه کنید. از مدرسه گرفته تا پارک و فراتر از آن، میتوانید نظرات دوستان و همکلاسیهای فرانک را در مورد مسائل بشنوید، در حالی که کنترل را به دست میگیرید تا ببینید که رویای او به واقعیت تبدیل میشود. علاوه بر فعالیتهای روزمره، پس از هر رویداد، باید پازلهای پیچیدهتری را تکمیل کنید. این موضوع به ویژه برای من قابل توجه است، زیرا طرفدار پر و پا قرص پازل هستم و روزانه چندین پازل کار میکنم. این موضوع، همراه با ماهیت روایت مبتنی بر عشق جوانان، باعث شد که مکانیک بازی برای من جایگاه ویژهای پیدا کند.
از نظر گیم پلی، واقعاً چیز زیادی در The Day I Became A Bird وجود ندارد. شما در اطراف قدم خواهید زد، با مردم صحبت خواهید کرد، آیتمهایی را جمعآوری خواهید کرد و روی چند معما کار خواهید کرد. هر مرحله شما را به دیدن اوج داستان فرانک و سیلویا نزدیکتر میکند. این یک تجربه کوتاه است که میداند چه چیزی را میخواهد به تصویر بکشد.

همانطور که انتظار میرود. سکانسهای زیادی در بازی وجود دارد که در کتاب کودکانه ۵۰ صفحهای وجود ندارند. طبیعتاً، زیرا در غیر این صورت بازی نیز خیلی سریع تمام میشد و احساس داستان از بین میرفت. شما زمان بیشتری را با فرانک میگذرانید، در مورد سیلویا وسواس پیدا میکنید و به شخصیتها وابسته میشوید. ساخت لباس پرنده اکنون در یک سکانس طولانیتر به تصویر کشیده شده است. در یک اقتباس ضعیف، این به عنوان یک بخش اضافی احساس میشد، اما در اینجا اینطور نبود.
در حالی که بازی در زیبایی شناسی خود تا حد زیادی سرراست است، چند مرحله وجود دارد که تجربه گیمپلی را از حالت ایزومتریک به بخشهای سهبعدی روی ریل تغییر میدهد. این لحظات تغییر جالبی در دیدگاه ایجاد میکنند، اما از برخی مشکلات بصری ناخوشایند نیز رنج میبرند. به دلیل سختی تشخیص مسیر آیتمها در فضای سهبعدی، برای جمعآوری آیتمهای کلکسیونی به مشکل برخوردم.
The Day I Became A Bird از نظر بصری، فوق العاده است. بازی دارای مدلهای سهبعدی ابتدایی و نقاشیهای دستی دوستداشتنی است که انگار به یک کتاب داستان کودکانه تعلق دارد. در نتیجه، این بازی بر اساس یک کتاب کودکانه با همین نام نوشتهی نویسنده اینگرید چابرت ساخته شده است که سبک هنری مشابهی دارد – تصمیمی بجا. چه به بازی علاقه داشته باشید چه نداشته باشید، من همه را تشویق میکنم که آثار چابرت را در کتابخانهی محلی خود بررسی کنند.
با این اوصاف، بازی طوری طراحی شده که انگار قرار است به عنوان نوعی «اولین تجربه بازی من» انجام شود. تمام مکانیکهای گیمپلی بیش از حد ساده هستند و شکست در آنها تقریباً هیچ پیامدی ندارد. اگر انتظار یک تجربه چالشبرانگیز و بالغانه را دارید، ناامید خواهید شد. این بازی آن جذابیت لازم برای سرگرم کردن بزرگسالان (یا حتی کودکانی که به هیجانات سنگین دنیای فورتنایت عادت دارند) را ندارد.
روی هم رفته، «The Day I Became A Bird» یک بازی کوتاه و جذاب داستانمحور است که میتوانید در یک جلسه، آن را تمام کنید. اگرچه کوتاهتر از آن چیزی است که تصور می کنید، اما داستانی دوستداشتنی از عشق جوانی را روایت میکند که فکر میکنم تقریباً همه با آن همذاتپنداری خواهند کرد. با این اوصاف، به جز یک تجربه همراه برای کتاب یا بازی ساده کودکانه، فکر نمیکنم برای خیلیها جذاب باشد.
- داستانی برگرفته از زندگی که همه ما میتوانیم با آن همذاتپنداری کنیم.
- جلوه های بصری زیبا و ساده ای دارد.
- پازلهای کشویی که بین هر بخش ارائه می شود، تنوع خوبی ایجاد می کند.
- وجود برخی مشکلات جزئی در پرسپکتیو
- المان های گیمپلی، پیچیدگی و عمق لازم را ندارند.
- یک بازی واقعا کوتاه است.
IRG Review Iran Game Review



