خانه / Reviews / نقد و بررسی بازی Last Man Sitting

نقد و بررسی بازی Last Man Sitting

بازار بازی‌های روگ‌لایک در چند سال گذشته به شدت گسترش یافته است و شاهد ظهور بازی‌های فوق‌العاده‌ای مانند Megabonk و Vampire Survivors با گیم‌پلی‌های سرگرم کننده و جلوه‌های بصری جذاب، بوده ایم. من ساعت‌ها وقتم را صرف بازی‌هایی مانند این‌ها کردم و Last Man Sitting بازی دیگری است که پتانسیل پر کردن این جایگاه را دارد. در ادامه با مقاله نقد و بررسی این بازی که توسط تیم تحریریه IRG Review تهیه شده با ما همراه باشید.

Last Man Sitting به شدت از عناوین اوایل دهه ۲۰۰۰ الهام گرفته شده و ظاهر و حس آن زمان را تقلید می‌کند. حتی این بازی کمی حس نوستالژیک به من می‌دهد، زیرا در زمان کودکی، تغییرات سریع فناوری را شاهد بودم و به یاد دارم که تلویزیون پر از فیلم‌ها و بازی‌های ویدیویی درباره ربات‌های جذاب و همچنین ورزش‌های پرتنش بود. در نهایت، توسعه‌دهندگان DoubleMoose تصمیم گرفتند جنبه‌هایی از هر دو را در Last Man Sitting ترکیب کنند. گاهی اوقات، این بازی را یک شاهکار مطلق می‌دانستم، اما متأسفانه المان هایی مانند طراحی سلاح و باس ها، همراه با نیاز به محتوای بیشتر، من را بسیار سردرگم کرد.

داستان این بازی واقعا ساده است: شخصیت اصلی داستان یک حسابدار است که ساختمان اداره محل کارش توسط ارتشی از ربات‌ها تصرف می‌شود. اکنون این وظیفه گروه کوچکی از مبارزان مقاومت به رهبری دختری به نام Rumi است که همه آنها را نابود کنند و شاید در این فرآیند ارتقا پیدا کنند. طرح داستان بسیار سطحی است و اشاراتی به یک داستان بزرگتر دارد. شما که روی صندلی‌های چرخان اداری حرکت می‌کنید، در فضای اداری شرکت می‌دوید و ربات‌هایی را که وظایف افراد بی‌عرضه را بر عهده گرفته‌اند، نابود می‌کنید. به جز سرنگونی یک موجود شیطانی و دسترسی به سطوح مختلف از طریق آسانسور، چیز زیادی در داستان وجود ندارد، اما هنوز کمی بیشتر از سایر بازی‌های این مجموعه است.

بازی Last Man Sitting بیشتر بر ارائه اکشن بی‌وقفه تمرکز دارد و به گمان من یک حالت PVP فوق‌العاده به جای یک تجربه تک نفره خواهد بود. حیف است زیرا ایده یک شرکت اوایل دهه ۲۰۰۰ که توسط قیام ربات‌ها تسخیر شده، جالب است، اما بازی با وجود چنین چیزی هم به جایی نمی‌رسد و با شکست دادن باس فایت نهایی با هیاهوی کمی به پایان می‌رسد.

حلقه گیم‌پلی فوق‌العاده ساده است: یک کارمند، سلاح و صندلی را انتخاب کنید، سپس به یکی از هشت طبقه بروید تا از شر ربات‌ها خلاص شوید. Last Man Sitting به آرامی با چند ربات شروع می‌شود، اما با ادامه، گیم‌پلی می‌تواند شلوغ شود. در طبقه آخر، خودم را در حال شنا در میان ربات‌ها و قطعات ماشین‌آلات یافتم که همه جا پخش بودند و بازی حتی گاهی اوقات به دلیل این همه قتل عام کند می‌شد.

من با یک مینی‌گان شروع کردم و در نهایت سلاح‌هایی مانند شلاق، تی تیزکاری یا حتی تفنگ ساچمه‌ای را آزاد کردم، در حالی که بازی در مجموع ۱۲ سلاح برای امتحان کردن داشت. متأسفانه، نیمی از سلاح‌ها انگار فقط نسخه بهتری از یک سلاح موجود هستند که در نهایت تنوع را کاهش می‌دهد. در نهایت، من به مینی‌گان و مدل ثانویه آن پایبند ماندم زیرا شکستن هر ربات در مقایسه با سلاح‌هایی که باید از نزدیک باشند یا نیاز به شارژ داشته باشند، لذت‌بخش‌تر بود. بازی می‌توانست از تبدیل اقلام محبوب در آن دوره به سلاح سود ببرد تا حس واقعی‌تری نسبت به آن دوره زمانی داشته باشد.

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های بازی این است که چگونه سعی می‌کند مبارزات را متحول کند. هر از گاهی، ماموریت‌هایی از طریق تلفن ثابت ظاهر می‌شوند و بسیار ساده هستند، مانند ترکاندن بادکنک‌ها و تمیز کردن زباله‌هایی که حدس می‌زنم از مهمانی‌های اداری باقی مانده‌اند، یا محافظت از «مدیران اجرایی»، که وقتی کامل می‌شوند، یک قفل افسانه‌ای باز می‌کنند که حتی می‌تواند نحوه عملکرد توانایی یک صندلی را تغییر دهد.

در حالی که بعد از چند دور مفید بودند، من فقط پنج یا شش ماموریت منحصر به فرد دیدم که بسیار محدود بود، و وقتی هر دور می‌تواند تا سه ماموریت داشته باشد، من تمایل داشتم همان ماموریت‌ها را بارها و بارها ببینم. یکی دیگر از اشتباهات گیم‌پلی، اثرات تصادفی است، که بهترین آن زمان خاتمه است، زمانی که یک اثر طوفان مانند ظاهر می‌شود و باعث می‌شود شما در یک دایره کوچک گیر بیفتید تا برای مدت محدودی ربات‌ها را دفع کنید. این باعث شد به این فکر کنم که چه زمانی و چگونه از توانایی‌هایم عاقلانه استفاده کنم و چه زمانی جلوی ورود ربات‌ها را به فضا بگیرم تا غافلگیر نشوم.

صندلی‌هایی که روی آنها حرکت می‌کنید، بر نحوه بازی تأثیر می‌گذارند. هر کدام توانایی متفاوتی برای امتحان کردن ارائه می‌دهند، و مورد علاقه شخصی من اسلم دانک است که وقتی با ارتقاءهای سطح بالا ترکیب شود، آن را به یک شهاب سنگ پرنده ویرانگر تبدیل می‌کند. یک صندلی در ابتدا فقط یک جایگاه برای ارتقاء دارد، اما با ادامه بازی، تا چهار جایگاه با ارتقاءهایی از معمولی تا افسانه‌ای باز می‌کنید.

هر کدام یک تقویت ساده ارائه می‌دهند، چه بازیابی سلامتی باشد و چه تقویت قدرت‌های عنصری خاصی که با قوی‌تر شدن سطح به دست می‌آیند. اما بهترین آنها افسانه‌ای هستند که صادقانه بازی را تغییر می‌دهند. آنها از دو بار استفاده از توانایی صندلی تا دادن سلامتی زیاد به نوبت بدون قطره‌های درمانی متغیر هستند. در پایان هر دور، امتیازها از پول جمع‌آوری شده تا ربات‌های نابود شده جمع می‌شوند و تا سه ارتقاء را می‌توان از طریق انتخاب تصادفی باز کرد، به این معنی که گاهی اوقات یک افسانه‌ای و برخی دیگر معمولی به دست می‌آورید.

یکی از جنبه‌های بازی Last Man Sitting که به نظرم کاملاً کم استفاده شده است، سیستم rail grind است که امکان سفر سریع بین مراحل را فراهم می‌کند و اکشن بدون توقف را حتی سریع‌تر می‌کند. در ابتدا، واقعاً سرگرم‌کننده است و پتانسیل زیادی دارد، اما بعد از مدتی، به دلیل فضای تنگ هر طبقه، به سرعت آنها را فراموش می‌کنم و فقط در مواقعی که سناریوی مرگ و زندگی باشد، واقعاً از آنها استفاده می‌کنم.

چیز دیگری که بسیار بی‌روح به نظر می‌رسید، باس فایت ها بود؛ هر طبقه فقط چند دقیقه طول می‌کشد و وقتی تایمر به نیمه و صفر می‌رسد، یک غول ظاهر می‌شود. در حالی که قرار است بزرگ و ترسناک باشند، بیشتر اوقات، من بیش از حد قدرتمند بودم و بدون توجه آنها را شکست دادم. آنها هیچ تهدید واقعی ایجاد نکردند و برای یک بازی در مورد قیام ربات‌ها، این واقعاً شرم‌آور است. در بین چند طبقه، غول‌های اضافی برای رویارویی وجود دارند که مربوط به داستان هستند، اما همانطور که قبلاً گفته شد، هیچ تهدید واقعی ایجاد نمی‌کنند.حتی باس آخر که طراحی فوق‌العاده جالب و منحصر به فردی دارد، در این بخش کم می‌آورد. اتفاقی می‌افتد که به شما این حس را می‌دهد که اوضاع قرار است خیلی سخت‌تر شود، اما آن باس زیر گلوله‌های من دوام نیاورد و من را بسیار تحت تأثیر قرار داد.

در نهایت، Last Man Sitting استخوان‌بندی یک بازی اکشن روگ‌لایک فوق‌العاده را دارد که نمی‌توان آن را دست کم گرفت. گیم‌پلی فوق‌العاده است، تا حدی که متوجه گذر زمان نمی شدم و ربات‌ها را از چپ و راست نابود می کردم. با این اوصاف، سلاح‌ها خیلی متفاوت نبودند، بعضی از المان های گیم پلی به اندازه کافی استفاده نشده‌اند و کاستی‌های طراحی باس‌ها من را خیلی سردرگم کرده است. کند شدن بازی و باگ‌های صوتی که با آنها مواجه شدم هم دقیقاً کمکی به احساسات من در اینجا نمی‌کند. به همین دلایل، مطمئن نیستم که شما نیز مانند من بتوانید از کاستی‌های این بازی چشم‌پوشی کنند. اما اغلب اوقات، من با Last Man Sitting اوقات خوبی داشتم، اما وقتی ساعت به صفر رسید و مرحله آخر تمام شد، دلم محتوای بیشتری می‌خواست.

5

5

مزایا

  • گیم‌پلی سرگرم کننده و جذابی دارد.
  • درک بازی فوق‌العاده آسان است اما تسلط بر آن به طرز شگفت‌آوری دشوار است.
  • هر مرحله حس متفاوتی دارد و موقعیت‌هایی که ایجاد می‌شوند هرگز دقیقاً یکسان نیستند.
  • کنترل‌ها کاملا شهودی و پاسخگو هستند.
معایب

  • سلاح ها به تنوع بیشتری نیاز دارند.
  • کاستی هایی در زمینه طراحی باس فایت ها مشاهده می شود.
  • مقدار محتوایی که ارائه می دهد، نسبتا محدود است.
  • روایت داستان بسیار سطحی است.

0

0

0

0

0

گرافیک - 7
گیم پلی - 8
داستان - 6
موسیقی - 7

7

User Rating: Be the first one !

همچنین ببینید

نقد و بررسی بازی Hades II

نسخه اول بازی Hades که در سال ۲۰۲۰ از حالت دسترسی زودهنگام خارج شد، یکی …