وقتی یک بازی ماجراجویی سنتی را بازی میکنم، به ندرت پیش میآید که آن را با عباراتی مانند «پر از اکشن» توصیف کنم. اما با در نظر گرفتن تجربهام در بازی The Drifter، مدام به عباراتی مانند «سرعت سرسامآور» و «رک و پوست کنده» برمیگردم که به ندرت انتظار دارم در اشاره و کلیک کردنهایم از آنها استفاده کنم. گذشته از برخی ایرادات جزئی در بخشهای معماییِ مردن و زنده کردن، این بازی مهیج و خیرهکننده با سبک نوستالژیک، دستاوردی باورنکردنی است که داستانی بالغ از نظر احساسی را با معماهای هوشمندانه و دقیقه به دقیقهای که مدتها پس از فروکش کردن گرد و غبار داستان در من باقی ماندهاند، متعادل میکند. در ادامه با نقد و بررسی این بازی که توسط تیم تحریریه IRG Review تهیه شده، با ما همراه باشید.
شما در نقش Mick Carter، یک مرد میانسالِ عادی، بازی میکنید که سالهاست بیخانمان و سرگردان بوده است. در آغاز قرن بیست و یکم، او تماسی تلفنی از خواهرش آنی دریافت میکند که میگوید مادرشان فوت کرده و او باید برای مراسم تشییع جنازه برگردد. پس از سوار شدن به قطار به سمت زادگاهش، تجدید دیدار میک با شاهد قتل وحشیانهای توسط افراد مرموزی که لباس سیاه پوشیدهاند و کلاههای عجیب و غریب با سه چشم درخشان متمایز دارند، کوتاه میشود. او اسیر و بیهوش میشود و وقتی میک به هوش میآید، خود را در حالی که بسته شده و زیر آب است و به سختی میتواند با وضعیت کابوسوار خود کنار بیاید، میبیند. در اینجا به شما آزادی عمل داده میشود تا برای رهایی او تلاش کنید، اما متأسفانه بیفایده است.
میک در نهایت غرق میشود – اما در کمال تعجب، این پایان داستان او نیست. پس از مرگ، یک نور سفید عجیب او را کاملاً در بر میگیرد. سپس، به طرز معجزهآسایی، میک کمی قبل از لحظه مرگش به زندگی بازمیگردد. این بار، با استفاده از دانشی که در تلاش قبلی برای آزاد کردن او به دست آوردهاید، میتوانید به او کمک کنید تا فرار کند و به سختی از مرگ فرار کند، و پس از بیرون آمدن از قبرش در حالت نفس نفس زنان میآید. اکنون این وظیفه شماست که به عمق جاودانگی ظاهری تازه کشف شده میک برسید، در حالی که در یک توطئه عمیق از شرکتهای زیرزمینی، پیوندهای خانوادگی و جنون آشکار غرق میشوید.
اگر بگویم که The Drifter با یک انفجار شروع میشود، کم گفتهام. این یک ماجراجویی هشت ساعته است که با سرعت بالایی پیش میرود و از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. شما میک را یا از طریق المان های معمول اشاره و کلیک، کنترلهای صفحه کلید یا از طریق طرح کنترل آنالوگ دوگانه که برای پشتیبانی از گیمپد ارائه شده است، کنترل میکنید. همه چیز از طریق یک رابط کاربری ساده با یک کلیک انجام میشود: حرکت مکاننما روی نقاط حساس در محیط، خطی از متن توصیفی را نشان میدهد که جزئیات افکار میک را شرح میدهد و هر زمان که چیزی تعاملی باشد، مکاننما بر اساس آن تغییر میکند.
در بالای صفحه، فهرست اقلام جمعآوریشده و هرگونه یادداشت ذهنی از گزینههای گفتگو که از طریق مکالمات/افشاگریهایی که در طول داستان تجربه میکنید، باز میشوند، پنهان است. این گزینههای گفتگو میتوانند در گفتگو با شخصیتهای دیگر استفاده شوند و با کسب اطلاعات بیشتر در مورد هر موضوع (مثلاً گفتن به افراد در مورد ربوده شدن و غرق شدن) میتوانید دوباره آنها را انتخاب کنید. اگر هر گزینهای در گفتگو با یک شخصیت خاص در دسترس نباشد، آن انتخاب خاکستری میشود تا نشان دهد که آنها در مورد آن خط تحقیق چیزی برای گفتن ندارند. این یک سیستم هوشمندانه است که به شما این حس را میدهد که به طور طبیعی در حال یادگیری بیشتر در مورد موقعیت هستید و میتوانید با نگه داشتن ماوس روی هر یادداشتی که در منوی بالا جمعآوری کردهاید، افکار میک را بررسی کنید تا یک توصیف متنی کوتاه مشاهده کنید.

اگرچه ممکن است این متغیرها زیاد به نظر برسند، اما خوشبختانه فقط نکات مورد علاقه مرتبط در درخت گفتگو ردیابی میشوند. به این ترتیب، لازم نیست مثلاً پس از ملاقات با خواهر میک در آنجا، مدام از گزینه پرسیدن محل گورستان عبور کنید. همین امر در مورد اقلام موجود در فهرست شما نیز صادق است. به ندرت پیش میآید که همزمان به بیش از پنج آیتم دسترسی داشته باشید و هر زمان که چیزی دیگر مورد نیاز نباشد، به طور خودکار از فهرست شما حذف میشود. این امر خطر گیر افتادن در تلاش برای فهمیدن اینکه واقعاً به چه اشیایی برای پیشرفت نیاز دارید و کدام یک از آنها دیگر مفید نیستند را تا حد زیادی به حداقل میرساند.
معماها نیز به همین ترتیب شهودی هستند. به ندرت پیش میآمد که از یک آیتم موجودی به همراه سایر موارد برای حدس زدن آنچه بازی نیاز دارد استفاده کنم، و وقتی در این موارد پاسخ را پیدا کردم، بیشتر به این دلیل بود که مجبور بودم کمی بیشتر از اینکه بازی با منطق غیرممکن ماه من را ناامید کند، در مورد معما فکر کنم. با این اوصاف، جای تأسف است که هیچ سیستم راهنمایی اختصاصی در The Drifter وجود ندارد.
شکی نیست که طراحی پیکسلی این بازی، فوقالعاده است و جلوه های بصری، حق مطلب را در مورد زیبایی آن ادا نمیکنند. هر مکان پر از جزئیات کوچکی است که آنها را زنده میکند: آپارتمان آنی پر از اسباببازیهایی است که توسط کودکان بیحوصله رها شدهاند. و چراغهای خیابان وهمآور، زیرگذر نمور و مرطوبی را که پر از افراد بیخانمان است، به طور کمنوری روشن میکنند. هر منطقه مرکزی که به آن میروید، نقشه مخصوص به خود را برای سفر بین مکانها دارد – اولین مکان، زادگاه میک است – که در آن میتوانید با فشار یک دکمه، بین هر یک از مکانهایی که قبلاً بازدید کردهاید، سفر کنید. (هر بخش دارای یک روش پیمایش متناسب با مکانی است که در حال کاوش آن هستید.) طراحی آن بسیار یادآور نقشه محله فرانسوی است که در Gabriel Knight: Sins of the Fathers استفاده شده است، به همراه انگشتان کوچک میک که نقشه را در دو طرف نگه داشتهاند.
موسیقی متن الکترونیکی شگفتانگیز و پرانرژی The Drifter که به طور کامل با اکشن سریع همراه است، همه اینها را در یک نوار براق جمع میکند. از لحظهای که بازی شروع میشود، با صدای قدرتمند سینتیسایزر که یادآور فیلمهای اکشن دهه ۸۰ با تم نئون است، مواجه میشوید. با این حال، موسیقی فوقالعاده متنوع است و از شدت بیش از حد تا کابوسهای سورئال و نگرانکننده، در صورت نیاز داستان، متغیر است. هماهنگی موسیقی متن با طراحی صدای فوقالعاده، هر انفجار، شلیک گلوله و آشکارسازی دراماتیک را بسیار جذابتر میکند.
در پایان، بازی The Drifter به بهترین شکل ممکن یک عنوان مستقل مرموز و در عین حال، فوق العاده است. این یک ماجراجویی کلاسیک اشاره و کلیک با گیمپلی عمدتاً آرام است، اما لحن و سرعت یک عنوان هیجانی اکشن با اسلحههای آتشین را دارد. Mick در این داستان نقش اصلی باورپذیر و ناقصی را ایفا میکند و این باعث میشود که او یک شخصیت باورنکردنی باشد. در حالی که دوست داشتم یک سیستم راهنمایی برای برخی از سناریوهای معمایی پیچیدهتر، همراه با راهحلهای واضحتر برای سناریوهای زمانبندیشدهی مرگبار که چندان هم راحت نیستند، ببینم، اینها در مقایسه با تمام چیزهایی که The Drifter در آنها برتری دارد، ایرادهای کوچکی هستند. با گرافیک خیرهکننده، گیمپلی سرگرمکننده و داستانی درخشان و تأملبرانگیز، این بازی در بهترین حالت خود یک علمی-تخیلی عامهپسند است.
- هنر پیکسلی و انیمیشن بازی، خیرهکننده هستند.
- روایت یک داستان فوقالعاده که رک و پوست کنده بیان می شود.
- موسیقی متن کاملا شنیدنی دارد.
- طراحی هوشمندانه و سریع معماها، گیم پلی بازی را روان نگه میدارد.
- عدم وجود سیستم راهنمایی ممکن است در چند جا منجر به ناامیدی شود.
- تکیه بر ساختار آزمون و خطا در معماهای مرگ/تولد دوباره.
IRG Review Iran Game Review



