خانه / Playstation / نقد و بررسی بازی Darts VR 2: Bullseye
نقد و بررسی بازی Darts VR 2: Bullseye

نقد و بررسی بازی Darts VR 2: Bullseye

بعد از این همه سال که مصرف‌کننده‌ی سرسخت بازی‌های اکشن و ماجراجویی بوده‌ام، اعتراف می‌کنم با پیش‌داوری سراغ دارت واقعیت مجازی رفتم. ورزشی که همیشه آن را به مشروب و بارهای کسل‌کننده ربط می‌دادم، حالا تبدیل به یک تجربه‌ی ویدیویی شده بود. اما چیزی که مرا واداشت «Darts VR2: Bullseye» را جدی بگیرم، مود «شکار زامبی» بود. بله، در یک بازی دارت زامبی هم هست، و چه بخواهید چه نخواهید، این ایده به‌اندازه‌ی کافی دیوانه‌وار است که کنجکاوی هر گیمری را برانگیزد. من با خودم گفتم: اگر این بازی توانسته باشد چنین مفهومی را به یک بازی ورزشی واقع‌گرایانه بچسباند، قطعاً چیزهای بیشتری دارد که ببیند. پس هدست متا کوئست ۳ را برداشتم و وارد سالن دارت شدم.

اولین چیزی که در بازی توجه من را جلب کرد، فیزیک پرتاب دارت بود. این را از روی حس حرکت دست و واکنش دارت در فضا می‌گویم؛ نه از روی شاخص‌های فنی که در منوها می‌بینید. در متا کوئست ۳، هر دارت حس یک جسم واقعی را دارد؛ کمی سنگینی در مچ دست حس می‌کنید، آن را رها می‌کنید و دارت با یک قوس طبیعی به سمت تخته می‌رود. صدای برخورد دارت به هدف هم به‌اندازه‌ای طبیعی و گیراست که دلتان می‌خواهد دوباره و دوباره پرتاب کنید. هیچ تأخیری در ردیابی حرکتم ندیدم و برخلاف بسیاری از بازی‌های VR، دچار سرگیجه یا تهوع نشدم. این یعنی سازنده کار را بلد است؛ راحتی بازیکن را جدی گرفته‌اند. من وقتی در بازی‌های واقعیت مجازی مجبور می‌شوم مدام حرکات تند انجام دهم، معمولاً بعد از چند دقیقه حال‌م بد می‌شود، اما اینجا حتی بعد از یک ساعت پرتاب پیاپی، احساس راحتی داشتم. این یک پیروزی بزرگ برای یک بازی ورزشی VR است.

بازی قالب داستانی ندارد و حالت حرفه‌ای هم ندارد. در عوض، چند مود اصلی با نام‌های «۵۰۱»، «دور دنیا»، «کیل استریک» و «شکار زامبی» دارد. به عنوان کسی که همیشه به دنبال عمق و راز در بازی‌ها می‌گردد، در ابتدا فکر کردم این سادگی شاید نقطه‌ضعف باشد. اما خیلی زود فهمیدم که هر مود برای خودش یک دنیاست. من برای این نقد چندین ساعت با این چهار مود وقت گذراندم و هر بار چیز تازه‌ای در آن‌ها پیدا کردم. نه فقط در نحوه‌ی بازی، بلکه در چالش‌های پنهانی که هر مود برای بازیکن جدی در نظر گرفته است.

«۵۰۱» همان دارت کلاسیکی است که همه می‌شناسند؛ شروع از ۵۰۱ و رسیدن به صفر با زدن دوبل. اما چیزی که برایم عجیب بود، نبودِ قانون «باست» بود. در دارت واقعی، اگر از عدد هدف رد شوید، نوبتتان می‌سوزد و عددتان به حالت قبل برمی‌گردد. این قانون بخش مهمی از استراتژی و استرس بازی است. اینجا اما این قانون حذف شده است؛ یعنی شما آزادید هر بار تا وقتی دوبل بزنید، حتی اگر از عدد عبور کنید. در ابتدا خشمگین شدم. دارت بدون باست مثل فوتبال بدون آفساید است. اما کمی که فکر کردم، متوجه شدم این انتخاب احتمالاً برای جذب بازیکنان کژوال است. اگرچه برای من که عاشق چالش و یادگیری از اشتباه هستم، این موضوع یعنی یک لایه‌ی عمیق از بازی حذف شده است. من دوست داشتم گزینه‌ای با عنوان «قوانین کامل» وجود داشته باشد تا حرفه‌ای‌ها هم راضی باشند. شاید این بزرگ‌ترین شکایت من از بازی باشد. بارها پیش آمد که در حالت «۵۰۱» با خیال راحت پرتاب می‌کردم و متوجه می‌شدم که اگر قانون باست بود، احتمالاً آن پرتاب منجر به باخت می‌شد. این حس می‌توانست آن لحظات را پرتنش‌تر و رضایت‌بخش‌تر کند.

در عوض، «دور دنیا» و «کیل استریک» دقیقاً همان چیزی بودند که دنبالش بودم. این دو مود، دقت و یکنواختی شما را محک می‌زنند. «دور دنیا» شما را مجبور می‌کند اعداد هدف را به ترتیب بزنید؛ هر اشتباه، هدفتان را دورتر می‌کند. من چند دور بازی کردم و متوجه شدم بدنم چطور یک ریتم طبیعی برای پرتاب یاد می‌گیرد. وقتی چند دارت پشت سر هم دقیق به هدف می‌خورد، حسی شبیه به کشتن یک باس سخت در یک بازی اکشن پیدا می‌کنم؛ همان حس «توانایی که به دست آوردی». «کیل استریک» هم حسابی اعصاب را خراش می‌دهد؛ اگر خطا کنید، کل زنجیره‌ی کشته‌هایتان قطع می‌شود و از صفر شروع می‌کنید. من در بعضی دقایق از شدت استرس عرق کردم، اما این استرس منصفانه بود؛ چون هر اشتباه تقصیر خودم بود. این همان چیزی است که من در بازی‌ها می‌خواهم: چالشی که یاد بگیرم و بهتر شوم. بارها کلید «خروج» را لمس کردم تا از استرس خلاص شوم، اما هر بار خودم را جمع کردم و دوباره پرتاب کردم، چون می‌دانستم فقط یک تلاش دیگر می‌خواهد تا رکورد بعدی را بزنم.

اما ستاره‌ی بی‌منازع بازی برای من، مود «شکار زامبی» بود. ایده‌ی این که با دارت به زامبی‌ها شلیک کنید در ابتدا مضحک به نظر می‌رسد، اما اجرای آن آن‌قدر درگیرکننده است که در چند لحظه واقعاً ترسیدم. زامبی‌ها از فاصله‌های دور شروع به دویدن به سمت شما می‌کنند؛ صدای پاهای سنگین، ناله‌های عجیب و نفخ‌های خشن که نزدیک‌تر می‌شوند. شما باید با دقت هدف بگیرید و ماشه را بکشید. هر دارت که به سر زامبی می‌خورد، یک حس رضایت عمیق به شما می‌دهد. این مود به طرز هوشمندانه‌ای از مکانیک اصلی بازی، یعنی دقت و سرعت، استفاده می‌کند و آن را به یک تجربه‌ی اکشن تبدیل می‌کند. من به شخصه وقتی یک زامبی را در حالی که تنها چند سانتی‌متر فاصله داشت از پا درآوردم، جیغ کشیدم. این همان لحظه‌ای است که نشان می‌دهد چرا VR می‌تواند تجربه‌ای فوق‌العاده باشد. نه فقط به خاطر ترس، بلکه به این خاطر که بدن شما واقعاً درگیر می‌شود؛ ضربان قلبتان بالا می‌رود و وقتی موج بعدی می‌آید، انگار در یک میدان جنگ واقعی هستید. من بعد از چند مرحله، واقعاً احساس خستگی جسمی کردم، اما از نوع رضایت‌بخشش.

از نظر بصری، بازی ساده و تمیز است. سازنده سعی نکرده خارق‌العاده باشد، اما طراحی سالن‌ها و محیط اطراف آن‌قدر راحت و خوشایند است که حواس شما را پرت نمی‌کند. رنگ‌ها گرم هستند و نورپردازی مناسب به حس واقع‌گرایی کمک می‌کند. در طول چند ساعت بازی، هیچ گلیچ یا افت فریمی ندیدم. این ثبات فنی برای یک بازی VR که به حرکت دقیق دست‌ها وابسته است، حیاتی است. از نظر صدا، بازی واقعاً خوب عمل می‌کند. صدای برخورد دارت به هدف، صدای خشک و عمیقی است که رضایت فیزیکی دارد. کامنتاتور مسابقه هم با جملات انگیزشی کوتاه، فضای بازی را زنده نگه می‌دارد. در مود زامبی، صداگذاری وحشتناک و در عین حال عالی است؛ صدای نعره زامبی‌ها آن‌قدر واضح و نافذ است که غافلگیرتان می‌کند. من چند بار از صدای ناگهانی از پشت سر خودم پریدم. این صداها نه فقط برای ترساندن، بلکه برای اینکه شما را در لحظه نگه دارد، عالی کار می‌کنند.

یک نکته‌ای که برای من کم بود، امکان شخصی‌سازی در مراسم ورود به سالن. در شروع هر مود، بازی به شما اجازه می‌دهد یک قدم به سمت استیج بردارید و انگار یک قهرمان دارت هستید. این حس فوق‌العاده‌ای است، اما خیلی زود متوجه می‌شوید که این صحنه تکراری است. اگر بازی اجازه می‌داد موسیقی دلخواهتان را در این لحظه پخش کنید یا یک آیتم ترسناک انتخاب کنید، این صحنه هر بار برایتان تازه می‌شد. در حالت فعلی، بعد از چند بار، آن حس هیجان از بین می‌رود. از طرفی، نبود یک حالت تورنمنت آفلاین با هوش مصنوعی، برای من که همیشه تک‌نفره بازی می‌کنم، یک نقطه‌ضعف جدی است. در بازی‌های ورزشی، من عاشق این هستم که با قهرمان‌های کامپیوتری رقابت کنم و مراحل بیشتری را باز کنم. اینجا هیچ خبری از این‌ها نیست؛ فقط خودتان و لیدربرد آنلاین. لیدربرد خوب است، اما برای بازیکنِ تک‌نفره‌ی جهان‌شمول، انگیزه‌ی کافی برای ادامه دادن ایجاد نمی‌کند. با این حال، وقتی آنلاین شوید و نام خودتان را در میان رتبه‌های بالای لیدربرد ببینید، حس رقابت بیدار می‌شود؛ اما هنوز هم دوست داشتم یک هدف داستانی یا زنجیره‌ای از چالش‌های آفلاین وجود داشت.

به‌طور خلاصه، «Darts VR2: Bullseye» از هر نظر فنی یک بازی VR خوب است. کنترل‌های دقیق، فیزیک عالی، صداگذاری مؤثر و اجرای پایدار، همه و همه نشان می‌دهند که سازنده تجربه‌ی کاربر را درک کرده است. مودهای مختلف هم به اندازه‌ای طراحی شده‌اند که هرکدام تمایل خاصی از شما را هدف بگیرند. اما این بازی در عمق محتوایی و انگیزه‌بخشی برای بازگشت طولانی‌مدت، کمی ضعیف است. من به عنوان یک گیمر، عاشق کشف رازها، بازکردن مراحل پنهان و شکستن رکوردهای شخصی هستم، اما اینجا فقط رکورد شخصی است. حتی اگر شما بهترین بازیکن دارت جهان باشید، بازی چیز جدیدی به شما نشان نمی‌دهد؛ فقط همان چرخه‌ی همیشگی پرتاب کردن است. با این حال، من نمی‌خواهم منصف نباشم. همین چرخه، وقتی با تکنیک و تمرین همراه می‌شود، می‌تواند ساعاتی شما را سرگرم کند. من خودم بعد از هر جلسه بازی، متوجه شدم که دارم دفعه‌ی بعدی را برنامه‌ریزی می‌کنم؛ نه به خاطر جایزه‌ای در بازی، بلکه به خاطر لذت خالص از بهبود عملکردم.

با این حال، نمی‌توانم بگویم این یک تجربه‌ی خالی است. وقتی با دوستانتان مودهای چندنفره را امتحان کنید، احتمالاً این بازی بهترین معتادکننده‌ی حزبی در VR خواهد شد. من خودم فرصت نکردم مود مهمانی را امتحان کنم، ولی با دیدن قابلیت‌های تک‌نفره، اطمینان دارم آن‌جا هم حسابی خوش می‌گذرد. تورنمنت‌های آنلاین نیز وقتی به‌طور کامل آماده شوند، می‌توانند یک رقابت جدی را رقم بزنند. برای بازیکنی مثل من که به عمق و تنوع اهمیت می‌دهد، این عناصر ممکن است دیر از راه برسند، اما یک خریدار کژوال که فقط می‌خواهد دورهمی آخر هفته را بسازاند، دقیقاً همین را می‌خواهد. من در چند جلسه‌ای که به صورت آنلاین بازی کردم، نه به تورنمنت رسیدم، اما حتی همان لیدربرد ساده هم حس خوبی داشت؛ مخصوصاً وقتی می‌دیدم نامم در بین دوستانم بالاتر رفته است.

در پایان، این بازی یک سرگرمی خوب و یک توصیه‌ی گرم به علاقه‌مندان دارت و تجربه‌های VR است. اگر به دنبال یک شبیه‌ساز کاملاً واقع‌گرایانه با قوانین سخت‌گیرانه و حالت حرفه‌ای هستید، شاید دلتان بخواهد قبل از خرید، از حذف قانون «باست» مطمئن شوید. اما اگر به دنبال یک تجربه‌ی ساده، خوش‌دست و جذاب هستید که شما را با دوستانتان هم‌قهرمان کند، «Darts VR2: Bullseye» قطعاً ارزش یک بار پرتاب دارت را دارد. فقط یادتان باشد که به زامبی‌ها اعتماد نکنید؛ حتی اگر در سالن دارت بازی می‌کنند.

0

مزایا

  • فیزیک عالی و حس واقعی پرتاب دارت
  • مود شکار زامبی خلاقانه و سرگرم‌کننده
  • کنترل‌های روان و بدون تأخیر در VR
  • صداگذاری مؤثر، مخصوصاً در مود زامبی
  • تجربه‌ی چندنفره‌ی جذاب برای مهمانی
معایب

  • حذف قانون «باست» در مود ۵۰۱
  • نبود حالت تورنمنت آفلاین با هوش مصنوعی
  • عمق محتوایی کم و فاقد راز یا آیتم پنهان
  • صحنه‌ی ورود تکراری و غیرقابل شخصی‌سازی
  • حالت تک‌نفره به سرعت تکراری می‌شود

0

0

0

0

0

گرافیک - 8.4
گیم پلی - 8.6
داستان - 6
موسیقی - 9

8

User Rating: Be the first one !

همچنین ببینید

نقد و بررسی بازی BrokenLore: DON'T LIE

نقد و بررسی بازی BrokenLore: DON’T LIE

بعضی بازی‌ها را باید دو بار بازی کنی تا بفهمی بار اول چه چیزی را …