Bonnie Bear Saves Frogtime یکی از آن بازیهای مستقل نادری است که انگار از یک دنیای موازی، جایی که تئاتر اجتماعی، کتابهای داستان کودکان و استراتژی نوبتی با هم برخورد میکنند و تصمیم به تشکیل یک گروه میگیرند، آمده است. از لحظهای که بانی از آسمان شب به دنیایی پر از شخصیتهای عجیب و غریب، میانپردههای موسیقی و وسواس تقریباً معنوی به بازی تختهای فراگتایم فرود میآید، لحن بازی مشخص میشود: این یک تجربه عمیقاً جدی، عجیب و جذاب است که در ۱۶ مارس برای دارندگان Nintendo Switch و PC منتشر شد.
شما در نقش Bonnie بازی میکنید، خرسی که برای همیشه به کمک یک لباس در قامت یک قورباغهای ظاهر شده است و یک روز، جشن تولدش به تلاشی شامل دزدیده شدن پوستههای جادویی، افزایش اسرار و سفری تبدیل میشود که از رقابتهای کوچک به چیزی غیرمنتظره کیهانی تبدیل میشود. به لطف فضاسازی طنزگونه و عجیب این بازی، خط سیر احساسی عزت نفس، دوستیها و انعطافپذیری آرام شخصیت اصلی به آن حس و حال شگفتانگیزی میبخشد. لحن بازی حالتی تئاترگونه دارد و بسیار با بازی قبلی این توسعهدهنده یعنی “Once Upon a Jester” همسو است. به همین دلیل در اینجا هم انتظار میانپردههای موسیقیایی، انحرافات عجیب و غریب و دنیایی را داشته باشید که مانند یک نمایش تئاتر اجتماعی توسط قورباغهها و اسکلتها اجرا میشود.
یکی از بزرگترین نقاط قوت بازی، بازیگران کاملاً صداگذاری شده آن است که شامل سازندگان آنلاین محبوبی مانند لیلیپیچو، آیرونماوس، CDawgVA، لودویگ، اسفند و موارد دیگر میشود. اجراهای آنها به جهان بازی انرژی سرزنده و بداههای میدهد که کاملاً با لحن کمدی بازی مطابقت دارد. شخصیتهایی که با آنها ملاقات میکنید، از جمله اسکلتهای غولپیکر، اسکلتهای با اندازه معمولی و بسیاری از مردم شهر عجیب و غریب، به طور مداوم سرگرمکننده هستند و بله، میتوانید قورباغههای خود را فریب دهید که این ویژگی نقش مهمی در ادامه بازی ایفا می کند.
در مرکز همه چیز، Frogtime قرار دارد، یک مبارز مجاور با استراتژی فریبنده که داستان را به جلو میبرد. هر درگیری، لطف و ضربآهنگ روایت از طریق این مینی بازی حل میشود و اینجاست که Bonnie Bear Saves Frogtime عمق مکانیکی خود را آشکار میکند. چیزی که به عنوان یک درگیری ساده سه قورباغه آغاز میشود، به سرعت به یک معمای تاکتیکی چندلایه تبدیل میشود، زیرا شما کیسه وزغ خود را گسترش میدهید، با تواناییهای قورباغه آزمایش میکنید و یاد میگیرید که چگونه الگوهای حرکتی مختلف، مقادیر آسیب و ویژگیهای خاص با هم تعامل دارند.
برخی از قورباغهها میپرند، برخی میدودند، برخی هل میدهند، برخی سر میخورند و برخی با فوت کردن یا لیسیدن قورباغههای دیگر در سراسر صفحه، هرج و مرج لذتبخشی ایجاد میکنند. با افزایش مهارت حریفان، همافزایی بین انواع قورباغهها به طور فزایندهای اهمیت مییابد و عنصر ساخت دسته کارت ملایم بازی که انتخاب میکند کدام قورباغهها را نگه دارید، کدامها را دور بیندازید و کدام کلاهها را تجهیز کنید، قطعاً یک لایه رضایتبخش از استراتژی بلندمدت اضافه میکند. این سیستمی است که بدون احساس مجازات، به آزمایش پاداش میدهد و سادگی آن، مقدار شگفتآوری از ظرافتهای تاکتیکی را پنهان میکند.

خارج از نبردها، جهان مجموعهای از عجایب و گرما است. سفر بانی شما را از میان سواحل، جنگلها، کندوهای عسل و مکانهای عجیب و غریب دیگری عبور میدهد که هر کدام پر از شخصیتهایی هستند که احساس میکنند از یک نمایش صحنهایِ بداههپردازیشدهی عاشقانه بیرون آمدهاند. مکالمات به طور کامل صداگذاری شدهاند، اغلب با جذابیتی عمداً خشن و بیروح که باعث میشود دنیا دستساز و شخصی به نظر برسد.
طنز بازی نیز بین کمدی زد و خوردی، سورئالیسم و پوچیِ بیروح در نوسان است که گاهی اوقات خندهدار و گاهی اوقات نالهآور است، اما همیشه با صداقت ارائه میشود. قطعات موسیقی، ماجراجویی را از سرودهای احمقانه گرفته تا آهنگهای احساسیِ غافلگیرکنندهای که مدتها پس از پایانشان باقی میمانند، برجسته میکنند. واضح است که توسعهدهندگان خود را وقف این لحظات کردهاند. موسیقی متن جذاب، تئاتری و اغلب به طرز آرامشبخشی صمیمانه است.
ریتم بازی ملایم اما گاهی اوقات ناهموار است. نبردهای Frogtime از نکات برجسته هستند، اما باختن در یک مسابقه میتواند به معنای تماشای مجدد مکالمات یا کاتسینها قبل از تلاش مجدد باشد، که میتواند زمانبندی کمدی را در تلاشهای مکرر کسلکننده کند. برخی از سکانسهای دیالوگ را میتوان رد کرد، برخی دیگر را نمیتوان، و همپوشانی صداها یا متنها گاهی اوقات میتواند صفحه را شلوغ کند. نسخه سوییچ در کل خوب اجرا میشود، اگرچه اندازه متن برای توضیحات قورباغه میتواند در حالت دستی تنگ به نظر برسد و عدم پشتیبانی از صفحه لمسی قابل توجه است. با این حال، اینها برآمدگیهای کوچکی در یک تجربه روان و جذاب هستند.
آنچه در نهایت Bonnie Bear Saves Frogtime را خاص میکند، صداقت آن است. در زیر پوچی، مسابقات سورتمهسواری خونآشامها، معماهای فناوری بیگانه، اقتصاد گچا قورباغه و کلاههایی که هیچ هدفی جز شادی ندارند، داستانی در مورد دوستی، اعتماد به نفس و اعمال کوچک مهربانی نهفته است که به رشد کسی کمک میکند. این بازیای است که میخواهد لبخند بزنید، با آن زمزمه کنید، کمی بیشتر از آنچه انتظار داشتید فکر کنید و احساس کنید که به دنیایی قدم گذاشتهاید که توسط افرادی ساخته شده که واقعاً عاشق چیزی هستند که میسازند. آنقدر کوتاه است که در یک آخر هفته تمام شود، آنقدر طولانی است که تأثیر بگذارد و آنقدر عجیب است که به سختی میتوانید آن را با هر چیز دیگری مقایسه کنید.
به طور خلاصه، Bonnie Bear Saves Frogtime یک بازی مستقل فوقالعاده عجیب و غریب و دوستداشتنی است که استراتژی، داستانسرایی و تئاتر موزیکال را در چیزی کاملاً خاص ترکیب میکند. این بازی دنج، هوشمندانه و از نظر احساسی طنینانداز است، با یک هسته تاکتیکی که جذابتر از زیباییشناسی جعبه اسباببازی آن است. اگر به ماجراجوییهای غیرمعمول علاقه دارید یا اگر ایده حل اختلاف مبتنی بر قورباغه لبخند را بر لبانتان میآورد، این بازی یک جواهر برای دارندگان کنسول نینتندو سوییچ است که ارزش امتحان کردن را دارد.
- ارائه یک دنیای سورئال، شخصیتمحور و پر از شخصیتهای خاطرهانگیز.
- نبردهای Frogtime ساده اما به طرز شگفتآوری استراتژیک محور هستند.
- موسیقی متن عالی و صمیمانه با لحظات موسیقیایی برجسته، زیبایی شناسی بازی را تکمیل می کند.
- صداگذاریهای جذاب و دستساز که لحن داستان را تقویت میکنند.
- پخش مجدد دیالوگهای غیرقابل رد شدن پس از نبردهای شکست خورده میتواند ریتم بازی را مختل کند.
- خواند متون میتواند در حالت handheld نینتندو سوئیچ کمی دشوار باشد.
- طنز بازی برای همه جذاب نخواهد بود.
IRG Review Iran Game Review



