بزرگ شدن با پلیاستیشن و کافههای اینترنتی در ایران به آدم یاد میدهد که «بازی خوب» همیشه شبیه بازیهای گرانقیمت و پربودجه نیست. بعضی وقتها یک بازی کوچک با همان احساس بچگی، همان هیجان، همان شلوغی و حتی همان کجسلیقگیها میتواند آنقدر سرگرمکننده باشد که ساعتهای طولانی پای آن بنشینی. RACE: Rocket Arena Car Extreme دقیقاً از آن جنس بازیهاست؛ بازی که نه ادعای شبیهسازی دارد و نه حتی میخواهد یک مسابقهای مدرن با المانهای سینمایی باشد. این بازی فقط میخواهد تو را در یک میدان جنگ دائمی با ماشینها، موشکها و انفجارهایی که هر لحظه دنبالت میکنند بیندازد. و در بیشتر زمان، همین کار را به بهترین شکل انجام میدهد.
وقتی اولین بار بازی را شروع کردم، قبل از هر چیزی به یاد بازیهای مسابقهای و مبارزهای دوران نوجوانی افتادم؛ همان حال و هوای Twisted Metal که با دوستانم در کافینتها شبانهروز بازی میکردیم. اینجا خبری از لاستیک، سوخت و خطهای ایدهآل رانندگی نیست. خبری از فیزیک واقعگرایانه و پنالتیهای آزاردهنده نیست. فقط سه کلاس ماشین با بیست و یک مدل مختلف، و هر کدام یک قابلیت ویژه و یک مسیر ارتقاء خاص خودشان دارند. Speedsterها برای سرعت و فرار ساخته شدهاند، Gunnerها تعادل میان تهاجم و تحرک هستند و Crusherها با این فلسفه که «مهم نیست کجا برسی، مهم این است که جلوی دیگران را بگیری» بازی میکنند. این تنوع به خودی خود یکی از بزرگترین نقاط قوت بازی است، چون باعث میشود هر مسابقه را با یک استراتژی متفاوت شروع کنم.
من خودم ابتدا به سراغ Gunnerها رفتم؛ چون همیشه در بازیهای چندنفره آنلاین از تجربههای تندوتیز بد درآمدم. اما وقتی یک بار با Crusher بازی کردم و فهمیدم که با کوبیدن به ماشینهای دیگر نهتنها سرعتم کم نمیشود بلکه میتوانم یک عالمه لطیف هم وارد کنم، کاملاً عاشقش شدم. این تنوع به بازی شکل میدهد و باعث میشود بعد از هر باخت دلت بخواهد دوباره با یک کلاس دیگر امتحان کنی. چیزی که من عاشقش هستم: آزمایش، کشف، و پیدا کردن راههای جدید برای شکست دادن حریف. این همان چیزی است که در بازیهای مدرن کمتر پیدا میشود؛ آنها معمولاً یک راه درست را به تو تحمیل میکنند، اما اینجا آزادی در انتخاب سبک، واقعاً حس میشود.
سازوکار اصلی بازی، همانطور که از اسمش برمیآید، موشکباران است. در طول مسیر، سلاحها و آیتمهایی پخش شدهاند که میتوانی بردارید و استفاده کنی. موشکهای هدایتشونده، لیزر، درون، مین و یک سری قابلیتهای عجیب مثل تلپورت. هر کدام از اینها میتواند شرایط مسابقه را در یک آن برگرداند. چند بار پیش آمد که از نفر آخر با یک رگبار موشک به صدر جدول رسیدم؛ یا برعکس، چند قدم مانده به خط پایان، یک ماشین با تلهی الکتریکی از من جلو زد. این نابرابریها نهتنها آزاردهنده نیستند، بلکه به قول بچههای امروز، «هیجانانگیز»اند، البته اگر هوش مصنوعی بهاندازهی کافی درست عمل کند. کنترلهای بازی ساده و در دسترس هستند. روی یک دستهی معمولی پلیاستیشن، چهار دکمهی اصلی کار رانندگی، ترمز دستی، ترمز و استفاده از سلاح را انجام میدهند. همین سادگی باعث میشود هر کسی بتواند ظرف چند دقیقه بازی کند، اما یک عمق پنهانی هم در آن است: اینکه دقیقاً چه زمانی از قابلیت ویژه استفاده کنی، چطور بین چند سلاح مختلف جابهجا شوی یا اینکه اصلاً سرعتت را فدای یک شلیک دقیق بکنی. من در طول چند ساعت اول بازی، کمی دستوپاچلفتی بودم ولی بهمرور یاد گرفتم که حفظ فاصله با حریفها به اندازهی پیدا کردن آیتمها مهم است. این یادگیری تدریجی، همان چیزی است که در بازیهای مدرن کمتر دیده میشود و من برای آن ارزش قائلم.
حالت Career Mode اصلیترین بخش بازی است. بیش از بیست ساعت محتوا در قالب تورنمنتهای مختلف که هر کدام سختی خاص خودشان را دارند. اینجا حسابی احساس میکنی که در حال پیشرفت هستی: ماشینهای جدید، ارتقاها و چالشهای متنوع. اما یک نقطهی ضعف بزرگ هم اینجا خودنمایی میکند: پیشرفت به یک سیستم سطحبندی گره خورده که ریشه در نسخهی موبایل بازی دارد. برای اینکه بتوانی در تورنمنتهای بعدی شانس برد داشته باشی، مجبوری مدام تورنمنتهای قبلی را تکرار کنی و کراش یا منابع جمع کنی. این کار سرعت و ریتم لذتبخش بازی را در برخی مقاطع کاملاً خراب میکند. من از این دست سیستمها متنفرم؛ بازیهایی که به جای ارزشگذاری روی مهارت، بهجای یک عدد و ارقام بیشتر از تو وقت میگیرند. یادم هست یک بار مجبور شدم یک تورنمنت تکراری را چهار بار برنده شوم تا بتوانم ماشین بعدی را باز کنم. تا آن لحظه بازی برایم یک سرگرمی دلچسب بود، ولی این بخش دقیقاً همانجایی بود که ناامیدم کرد.
خوشبختانه Event Mode یک نفس تازه است. این حالت به نظر من بهترین و خلاقانهترین بخش بازی است. شما یک سری مراحل پشت سر هم را با یک باور سالم سپری میکنید و هر بار بعد از یک پیروزی، یکی از کارتهای مهارت را انتخاب میکنید. این کارتها میتوانند آسیب موشک، قدرت سپر یا زمان شارژ قابلیت ویژه را تغییر بدهند. این ترکیب روگلایت به بازی یک لایهی استراتژیک میافزاید که آن را از یک مسابقهای معمولی کاملاً جدا میکند. هر بار که شروع میکنی، یک تجربهی متفاوت است؛ همانطور که من عاشقش هستم. انتخابهای کوچک در ابتدای مسیر میتوانند نتیجهی نهایی یک دور را تغییر بدهند. یک بار همهچیز را روی قدرت موشک گذاشتم و در مسیر آخر با یک شلیک توانستم سه نفر را از میدان خارج کنم. آن لحظه دقیقاً همان لحظهای بود که فکر کردم: «آهان! این جور بازیها را دوست دارم.» چیزی که Event Mode را در مقایسه با Career Mode خاص میکند، همین عدم وابستگی به ارتقای عددی است. شما با یک ماشین سطحپایه شروع میکنید و باید با قدرت هوش و تصمیمگیری خودتان، لایههای مختلف حالت را کشف کنید. برای من که همیشه دنبال آن «راه مخفی» یا «ترفند پنهان» هستم، این حالت یک دعوت دائمی به امتحان کردن بود. بارها و بارها وارد آن شدم نه برای اینکه جایزهای بگیرم، بلکه فقط برای اینکه ببینم ترکیبهای جدید و کارتها چه تغییری در سبک رانندگی من ایجاد میکنند. این همان تجربهای است که در بازیهای قدیمی و باگدار هم پیدا میکردیم: جستجو برای یک روش تازه برای شکست دادن سیستم.
حالت باسها هم در نوع خودش غافلگیرکننده است. اولش فکر میکردم اینها فقط حریفهای قویتر هستند، اما هر باس یک مکانیک خاص خودش را دارد؛ یکی همراهانش را صدا میزند، یکی دیوارهای انرژی درست میکند و دیگری تمام پیست را مینگذاری میکند. این مراحل به بازی یک حس «باسفایت» میدهند و تا حدود زیادی شبیه همان چیزی هستند که من در ژانرهای دیگر دوست دارم. این کار از یک طرف تنوع ایجاد میکند و از طرف دیگر، یک حس پیشرفت واقعی در طول داستان میدهد اگرچه در این بازی خبری از داستان درست و حسابی نیست. اما برای من همین که یک لیست مراحل، یک سری باس و یک سری پاداش داشته باشید کافی است. باسفایتها ممکن است عمق چندانی نداشته باشند، اما به روند بازی وقفههای خوشایندی میاندازند و بعد از شکستشان حس پیروزی واقعی به آدم دست میدهد. دیدن یک باس که سه بار شما را از پیست بیرون انداخته و در نهایت شکستش میدهید، یکی از همان لحظاتی است که از یک بازی تکراری به خاطر میسپارید.
اسپلیتاسکرین هم یکی از عزیزدردانههای من است. در دنیایی که تقریباً همهی بازیها آنلاین شدهاند و حتی کافهی اینترنتیها هم به سمت آنلاین رفتهاند، یک بازی که دو نفر را کنار هم نشاند و به آنها اجازه دهد با هم دعوا کنند، برای من یک گنج است. من یک روز کامل را با دوستم صرف بازی کردن در این حالت کردم و مطمئنم بهترین خاطرهی من از این بازی همان جنگهای تنبهتن ماشینی است که در یک صفحهی دو نفر انجام شد. این دسترسی آفلاین، بازی را برای شبهای مهمانی عالی میکند. Season Mode هم البته سر جای خودش است. چالشهای روزانه یک دلیل اضافه برای بازگشت به بازی هستند و رهبری آنلاین هم برای آن دسته از آدمهای وسواسی مثل من جذاب است که دوست دارند هر روز بیایند و زمانی را به شکستن رکورد خودشان اختصاص بدهند. این یک وادار محیطی ساده اما مؤثر است.
از نظر بصری، بازی یک ظاهر آرکیدی اغراقآمیز دارد. ماشینها توپری و فانتزی هستند، انفجارها پرهیاهو و رنگارنگاند، و محیطهای هفتگانه هر کدام یک هویت خاص دارند. از بیابانهای خاکی تا پیستهای نئونی، همهچیز پر از جزئیات خطرناک است. در عین حال، اینهمه جلوهی بصری هم یک بلا سر بازیکن میآورد: گاهی آنقدر همهچیز روی صفحه شلوغ میشود که واقعاً نمیدانی چه اتفاقی دارد میافتد. من چند بار بر اثر یک موشک که از جایی نامرئی آمد منفجر شدم و هیچ سرنخی نداشتم از کجا آمده. این اوج شلوغی کنترلنشده است؛ درست مثل یک مهمانی شلوغ که در آن صدای همه را همزمان میشنوی. برای بعضی از بازیکنها این بخشی از جذابیت است، اما برای من در چند لحظهی حساس، آزاردهنده بود.
موسیقی بازی را باید تحسین کرد. ترکیب بیتهای الکترونیک و ریفهای راک کمی تکراری اما انرژیبخش است. بیشتر از آن، افکتهای صوتی و صدای انفجارها آنقدر پرتوان هستند که لذت کوبیدن به رقیب را چند برابر میکنند. در حالی که در خیلی از بازیهای مدرن صدا فقط یک لایهی تزئینی است، اینجا صدا به عنوان یک عنصر حیاتی به کار رفته است.
بزرگترین مشکل بازی برای من هوش مصنوعی و به اصطلاح لاستیک کائوچویی است. رقبا به طرز عجیبی از خطاها برمیگردند و همیشه در یک فاصلهی معقول با تو حرکت میکنند. این میتوانست چیز خوبی باشد برای نگه داشتن هیجان، اما وقتی در یک مسابقه با یک لیدر بزرگ جلوتر هستی و یک نفر با سرعت غیرممکن از پشت سرت رد میشود، احساس میکنی جواب هیچ تصمیم درستیات را نمیدهی. در یکی از تورنمنتها، دقیقاً در دور آخر یک خطای کوچک کردم و از نفر اول به نفر پنجم پرت شدم. این اتفاق به خاطر هوش مصنوعی نبود؛ ولی خطای من به خاطر رفتار غیرممکن رقبا بیارزش شد. بازی در این بخش نیاز به یک تنظیم دقیقتر داشت.
در نهایت، RACE: Rocket Arena Car Extreme یک بازی است که با وجود مشکلاتش، نمیتوانم از آن بد نگویم. در دنیایی که هر چیزی بهسمت سرویس زنده و جهانباز کشیده میشود، این بازی با رد کردن مفاهیم کلیشهای، تمرکز خود را روی همان چیزی گذاشته که در گذشته بازیهای ویدئویی را عالی میکرد: تفریح خالص. یک تفریح که گاهی بیدقت و نامرتب است، اما هیچوقت خستهکننده نیست. اگر مشکل گرایند و هوش مصنوعی را نداشت، میتوانست یک شاهکار کالت در این سبک باشد. با این حال، من مطمئنم که این بازی را دوباره به سراغ خواهم رفت؛ آن هم در شبهایی که فقط میخواهی با دوستانت چند ساعت خوش بگذرانی. چون همانطور که عنوانش میگوید، این یک پیست مسابقه با موشک است، و این دقیقاً همان چیزی است که من از یک بازی مسابقهای میخواهم.
- تنوع زیاد ماشینها و سه کلاس متفاوت که هر کدام سبک بازی کاملاً تازهای میسازند
- Event Mode با ترکیب روگلایت، تصمیمگیریهای استراتژیک و تکرارپذیری فوقالعاده
- باسهای متنوع با مکانیکهای خاص که حس مبارزه با غولآخر را منتقل میکنند
- اسپلیتاسکرین محلی که در عصر بازیهای آنلاین یک موهبت است
- موسیقی پرانرژی و افکتهای صوتی خشن که هیجان مسابقات را دوچندان میکنند
- سیستم پیشرفت وابسته به گرایند و تکرار تورنمنتها به سبک بازیهای موبایلی
- هوش مصنوعی با لاستیک کائوچویی و واکنشهای غیرواقعی که نتیجه را بیارزش میکند
- شلوغی بصری بیش از حد در برخی لحظات که دید بازیکن را مخدوش میکند
- نبود داستان واقعی که با وجود تمرکز روی آرکید، جای خالیاش احساس میشود
IRG Review Iran Game Review





