خانه / Xbox / نقد و بررسی بازی ZPF
نقد و بررسی بازی ZPF

نقد و بررسی بازی ZPF

وقتی برای اولین بار ZPF را راه انداختم، یک لحظه فکر کردم دستگاه Sega Genesis خودم را از زیر گرد و غبار درآوردهام. نه فقط به خاطر پیکسلهای درشت و رنگهای جیغ، بلکه به خاطر همان حسی که همهی گیمرهای دههی نود میشناسند؛ همان حس و حال بازیهای سگا که حالا تبدیل به یک کالای لوکس شده. اما این بازی تازه، با بودجهای که از طرف طرفداران جمع شده، نه یک تقلید ساده، بلکه یک ادای احترام واقعی به دوران طلایی شمپهاست. از لحظهای که کنترل را به دست گرفتم و یکی از سه کشتی را انتخاب کردم، متوجه شدم که با چیزی فراتر از یک بازی رترو طرفم؛ یک تجربهی خالص و بدون حواسپرتی است.

بگذارید اول از همه به ظاهر بازی اشاره کنم. ZPF از آن دست بازیهایی است که با دیدنش یاد کمیکبوکهای اروپایی میافتم: خطوط دقیق، رنگهای اسیدی و جزئیاتی که در هر فریم دیده میشود. هر مرحله یک دنیای جداگانه است؛ از جنگل جادویی با قارچهای غولپیکر و لاکپشتهای کریستالی تا مرحلهی عفونت بیگانه که موجودات وحشتناک از دل دیوارها بیرون میزنند و در نهایت شهری از آهن و شیشه با انبوهی از سفینههای خشمگین. این تنوع باعث میشود هر بار که وارد مرحلهی جدیدی میشوم، ذوقزده شوم. مخصوصاً توجه به جزئیات مثل انیمیشنهای پسزمینه و رفتار دشمنان، چیزی است که در کمتر بازی مدرنی میبینیم.

از نظر گیمپلی، ZPF یک شمپ افقی کلاسیک است؛ از چپ به راست حرکت میکنی، با انبوهی از دشمنان روبرو میشوی و دکمهی شلیک را میفشاری. اما همین فرمول ساده با سه کشتی کاملاً متفاوت، جانی تازه گرفته. گلادیوس با شلیکهای گسترده، گلد با لیزر چرخان، و نایت با مسلسل نسبتاً قدرتمند و یک حملهی ملهی کوبنده. هر کشتی یک بمب مخصوص هم دارد که میتواند صفحه را از دشمنان پاک کند و به باسها آسیب جدی بزند. اصلیترین جذابیت برای من همین انتخاب بود؛ من بازی را حداقل چهار بار با هر سه کشتی تمام کردم و هر بار مجبور شدم استراتژیام را عوض کنم. شاید در نگاه اول گلادیوس بهترین گزینه به نظر برسد، اما بعد از مدتی متوجه شدم که گلد در مراحل شلوغ به خاطر دقت لیزرش میتواند حتی بهتر باشد. نایت هم با وجود اینکه سبکش پرریسک است، وقتی به درستی استفاده شود، لذتی که میدهد با هیچکدام قابل مقایسه نیست.

اما مکانیک مله در ابتدا به شدت من را گیج کرد. بازی هیچ توضیحی نمیدهد که کی باید از این حمله استفاده کنی. من چندینبار در میانهی انبوهی از دشمنان با عجله مله زدم و فقط جان یکی از کشتیهایم را از دست دادم. تا اینکه در مرحلهی عفونت، وقتی آن باس عظیمالجثه به سمت من حمله کرد، به طور تصادفی مله را زدم و دیدم که چقدر مؤثر است. از آن به بعد، شروع کردم به پیدا کردن موقعیتهای مناسب، مثل لحظهای که دشمنان نزدیک میشوند یا وقتی که راه فراری نداری. شاید این مکانیک در نگاه اول بیروح به نظر برسد، اما وقتی به عمق آن پی ببری، یک لایهی استراتژیک به بازی اضافه میکند. کاش توسعهدهنده حداقل یک راهنمای کوچک در بازی میگذاشت تا اینقدر آزمون و خطا لازم نباشد.

ZPF در ارائهی چالش، سنگ تمام گذاشته. مرحلهی اول از همان ابتدا سخت است، اما نه ناعادلانه. بعد از چند بار باختن، الگوی حرکت دشمنان را یاد میگیری و پیشرفت میکنی. مراحل دوم و سوم به مراتب سختتر هستند و باسها هم هیچ رحمی ندارند. با اینکه من به بازیهای سخت علاقه دارم، بعضی لحظات آنقدر فشرده میشوند که آدم را به مرز ناامیدی میرسانند. اما دقیقاً همان لحظهای که فکر میکنی دیگر نمیشود، بازی به تو نشان میدهد که همهچیز قابل یادگیری است. باس مرحلهی عفونت مثلاً از یک دستگاه مکانیکی به یک هیولای وحشتناک با جهشهای بیولوژیک تبدیل میشود و باید از دستش فرار کنی تا دوباره به مقابلش برسی. این مبارزه آنقدر خوب طراحی شده که حس میکنی یک بازی اکشن ماجراجویی با باسهای بهیادماندنی داری، نه فقط یک شمپ ساده.

نکتهی دیگری که من را شگفتزده کرد، موسیقی و جلوههای صوتی بود. این بازی از تراشهی YM2612 سگا استفاده میکند و نتیجهای که گرفته، یک شاهکار است. ملودیها آنقدر گیرا هستند که حتی بعد از خاموش کردن بازی، توی ذهنم مینواختند. صدای تیراندازی، انفجار بمب و حتی غرش باسها، همه آن حس آرکید قدیمی را منتقل میکنند. در بعضی لحظات، آنقدر غرق بازی شدم که یادم رفت دارم یک بازی جدید را نقد میکنم؛ انگار دههی نود بود و من توی یک کافینت نشسته بودم و اجارهی هر ساعت را حساب میکردم.

سیستم پیشرفت بازی هم ساده ولی هوشمندانه است. در شروع هر دور، به یک فروشگاه میرسی که میتوانی با سکههایی که از هر مرحله جمع کردهای، ارتقاهای مختلف بخری. این ارتقاها معمولاً سلاحها یا قابلیتهای خاصی هستند که مسیر را راحتتر میکنند. اما نکته اینجاست که تعداد سکههایت محدود است و باید به دقت تصمیم بگیری کدام خرید و در کدام مرحله سرمایهگذاری کنی. من بار اول همه پولم را صرف ارتقای موشک کردم و بعد در مرحلهی بعدی فهمیدم که انتخاب اشتباهی بوده. این سیستم آنقدر به ریپلی بازی عمق میدهد که بعد از هر بار باختن، دوباره وسوسه میشوی امتحان کنی.

و این دقیقاً همان چیزی است که یک شمپ خوب را از یک شمپ معمولی جدا میکند: ارزش تکرار. ZPF با سه کشتی، سه منطقهی مختلف و فروشگاه پویا، بعد از تمام شدن هم شما را رها نمیکند. من بعد از اینکه بازی را تمام کردم، بلافاصله یک دور دیگر با نایت شروع کردم. هر دور جدید، حس تازهای دارد و کشف اسلحههای جدید یا حتی میانبرهای مخفی (که در اینجا کم نیستند) باعث میشود احساس کنی هنوز چیزهای زیادی برای کشف وجود دارد.

البته بازی بدون عیب هم نیست. هرچند من عاشق چالشش هستم، اما بعضی دشمنها از پشت صفحه بدون هیچ نشانهای ظاهر میشوند و همین باعث میشود حس شود که بازی در برخی لحظات شانسی است. همچنین در حالت تک نفره، وقتی جانهایت تمام میشود، همهی ارتقاهایت را از دست میدهی و باید از اول شروع کنی. این شاید برای طرفداران سبک کمحوصله ناامیدکننده باشد. مهمتر از همه، نبود حالت آموزشی یا توضیح درست برای مکانیکهایی مثل مله و فروشگاه باعث میشود تازهواردها حس سرگردانی کنند. من خودم مجبور شدم چندین بار به ویکیها و راهنماها سر بزنم تا مطمئن شوم چیزی را از دست ندادهام.

در نهایت، ZPF یک بازی است که عاشقان شمپ و حتی افرادی که با این سبک غریبهاند را خوشحال خواهد کرد. این یک یادآوری است که کلاسیکها هرگز نمیمیرند و هنوز هم میتوانند حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشند. شاید نتوانم آن را یک اثر بیعیب و نقص بنامم، اما در دنیایی پر از بازیهای بادکرده و نقشههای پر از آیکون، ZPF یک نفس تازه است. دقیقاً همان نوع بازی که من برایش ساخته شدهام؛ پر از ریسک، پاداش و تکرارپذیری.

0

مزایا

  • طراحی هنری خیره‌کننده و تنوع مراحل فوق‌العاده
  • موسیقی و افکت‌های صوتی اصیل که حس و حال رترو را کاملاً منتقل می‌کند
  • سه کشتی با گیم‌پلی متفاوت و سیستم فروشگاه که ریپلی‌پذیری بالایی ایجاد می‌کند
  • باس‌های به‌یادماندنی و طراحی چالش‌های منصفانه
معایب

  • نبود راهنمایی مناسب برای مکانیک‌هایی مثل مله و فروشگاه
  • ظاهر شدن برخی دشمنان به صورت ناگهانی از پشت صفحه
  • از دست دادن کامل ارتقاها بعد از پایان جان‌ها که برای تازه‌واردها ناامیدکننده است
  • سختی زیاد در مراحل پایانی که ممکن است بعضی بازیکنان را فراری دهد

0

0

0

0

0

گرافیک - 9.2
گیم پلی - 9
داستان - 6.5
موسیقی - 9.3

8.5

User Rating: Be the first one !

همچنین ببینید

نمایش ۲۷ دقیقهای GTA 6 با گیمپلی پلیاستیشن ۵ تأیید شد

جی تی ای ۶ بدون میکروتراکنش و هوش مصنوعی مولد عرضه میشود

راکستار گیمز تأیید کرد که Grand Theft Auto 6 در زمان عرضه هیچگونه میکروتراکنش یا …