خانه / PC / نقد و بررسی بازی Stackmon
نقد و بررسی بازی Stackmon

نقد و بررسی بازی Stackmon

با بازیهای ویدیویی بزرگ شدم، اما نه با یک کنسول پر از بازی. بیشتر دوران نوجوانیام با شبیهسازها و چند دیسک قرضی گذشت. شاید به همین دلیل است که هنوز هم وقتی یک بازی با تمرکز خوب، سیستمهای مرتبط و رازهای پنهان میبینم، دلم میخواهد تمام جزئیاتش را زیر و رو کنم. Stackmon اولین بار با همان حس آشنا وارد زندگیم شد؛ یک بازی مستقل با یک ایدهی ساده که روی کاغذ ممکن است چیز جدیدی نگوید، اما در عمل، شما را در یک چرخهی لذتبخش از کشف و آزمایش غرق میکند.

وقتی اولین پک کارت را باز کردم، فکر نمیکردم آنقدر جذب شوم. یک مربی را روی بوتهی توت بگذارم و توت بگیرم؟ بعد همان توت را با یک چوب ترکیب کنم و یک سیخ کباب بسازم؟ خندهدار به نظر میرسید، ولی بعد از چند ساعت، متوجه شدم که همین ترکیبهای ساده دارند یک اقتصاد بزرگ را شکل میدهند. کارتها فقط برای فروش نیستند؛ هر کدام ممکن است بخشی از یک زنجیرهی ساخت باشند که به یک ساختمان جدید یا یک ابزار کمیاب ختم میشود. این دقیقاً همان حس کشفی است که در بازیهای قدیمی مثل بازیهای کارتی و استراتژی دوست داشتم، با این تفاوت که اینجا همهچیز در یک دنیای زنده اتفاق میافتد.

سیستم ساخت در Stackmon از همان اول شما را تشویق میکند که همهچیز را امتحان کنید. من ساعتها وقت گذاشتم و ترکیبهای عجیب و غریبی را آزمایش کردم. گاهی یک نتیجهی تصادفی من را به یک دستور پخت جدید میرساند و گاهی هم یک ترکیب اشتباه فقط منابعم را هدر میداد. این ریسک و پاداش، بازی را از یک سازندهی سادهی کارت به یک ماجرای واقعی تبدیل میکند. از طرفی، همیشه این وسوسه وجود دارد که کارتهای به ظاهر بیارزش را هم نگه داری، چون شاید بعداً به کار بیایند. من چند بار کارتهای چوب و سنگ را فروختم و بعد برای ساخت کوره بهشان نیاز داشتم. این تجربه به من یاد داد که اول بازرسی کنم، بعد بفروشم.

کمپ در این بازی فقط یک جای بین مأموریتها نیست. ساختمانها تعیین میکنند که موجودات شما چه کارهایی میتوانند انجام دهند و چه ترکیبهایی در دسترس است. خانهها برای استراحت و بازگرداندن سلامتی حیاتیاند. اگر یک Stackmon را بدون خانه رها کنید، درست کار نمیکند. این طراحی باعث میشود بین سفرهای اکتشافی و مدیریت پایگاه یک ریتم طبیعی ایجاد شود. من عاشق این هستم که بعد از یک مأموریت سخت، برگردم، موجودهایم را توی خانههایشان بگذارم، منابع را جمع کنم و ببینم چه ساختمان تازهای میتوانم بزنم. این حس پیشرفت ملموس، چیزی است که خیلی از بازیهای بزرگ و پرجزئیات هم نمیتوانند ایجادش کنند.

سیستم اکتشاف هم با استفاده از Adventure Points جلو میرود. هر سفر یک بودجهی زمانی دارد و شما باید تصمیم بگیرید چه چیزهایی همراه ببرید. مسیرها پر از بوستر پک، منابع، موجودات وحشی و حتی رقیبهایی هستند که بعضی از آنها بدون توانایی خاصی قابل عبور نیستند. این دقیقاً همان چیزی است که من در بازیهای مترویدوانیا دوست دارم! یک مسیر بسته را میبینم و میدانم که بعداً با یک موجود جدید میتوانم برگردم و آن را باز کنم. این حس کنجکاوی، مرا وادار میکند که هر جایی را دوباره جستجو کنم و اجازه نمیدهد بازی به یک مسیر خطی خستهکننده تبدیل شود.

حالا برسیم به نقطهی حساس بازی: مبارزه. در Stackmon شما کنترل مستقیم حملات را ندارید؛ موجودها خودکار حمله میکنند و نوار حملهشان پر میشود. بعضیها این را ضعف میدانند، ولی من فکر میکنم این یک انتخاب هوشمندانه است. اگر به دنبال یک مبارزهی اکشن و پرهیجان هستید، این بازی برای شما نیست. اما اگر مثل من از بازیهایی لذت میبرید که تصمیمها قبل از مبارزه گرفته میشوند، این سیستم عالی است. انتخاب تیم، آماده کردن آیتمها و در نظر گرفتن برتری عنصری، همهی اینها به شما احساس کنترل میدهند، حتی وقتی خود مبارزه خودکار است. مثلاً در اوایل بازی، وقتی به مسیر جنگل رفتم، متوجه شدم که موجودهای گیاهی برایم دردسر میسازند. برگشتم، یک موجود با عنصر آتشی انتخاب کردم و با تجهیزات مناسب دوباره رفتم. این حس حل یک معما به من پاداش داد.

سیستم جذب موجودات هم یک لایهی استراتژیک دارد. بعد از شکست دادن یک موجود وحشی، یک تایمر شروع میشود و میتوانید تصمیم بگیرید که با Stack Totem آن را شکار کنید یا بگذارید برود. اینقدر تعادل خوبی دارد که نمیتوانید همه را بگیرید، مگر اینکه خیلی منابع صرف کنید. من یاد گرفتم که فقط موجودهایی را شکار کنم که به تیم یا مجموعهی من اضافه میکنند. این انتخابهای کوچک، بازی را به یک مدیریت منابع واقعی تبدیل میکنند و از یک جمعآوری ساده بالاتر میبرند.

پیشرفت در Stackmon هم با Stack Essence انجام میشود. موجودها سطح میگیرند و مهارتهای جدید یاد میگیرند. برخی از آنها میتوانند تکامل پیدا کنند. Stackpedia هم یک دایرهالمعارف داخلی است که همهی اطلاعات موجودها، زیستگاهها و تواناییهای آنها را ثبت میکند و برای بازیکنهای مجموعهباز مثل من، یک انگیزهی بزرگ برای جمع کردن همهی موجودهاست. با توجه به اینکه بازی بیش از ۱۰۰ موجود دارد، یک هدف بلندمدت خوب به نظر میرسد. اما من هنوز مطمئن نیستم که همهی این موجودها واقعاً با هم فرق دارند یا فقط تغییرات عددی و ظاهری. این یک مشکل بالقوه است که در نیمهی دوم بازی ممکن است خودش را نشان دهد.

نقطهضعف اصلی بازی برای من، مدیریت کارتها در کمپ است. هر چه ساختمانهای بیشتری میسازید، تعداد کارتها و آیتمها زیاد میشود و پیدا کردن یک کارت خاص در میان انبوه کارتها سخت میشود. من چند بار مجبور شدم همهچیز را جابهجا کنم تا یک ساختوساز ساده انجام دهم. این مشکل، بهخصوص برای بازیکنهایی که عاشق مرتب نگه داشتن انبارشان هستند، میتواند آزاردهنده باشد. همچنین، اگر به دنبال یک بازی با داستان و شخصیتپردازی عمیق هستید، اینجا خبری نیست. داستان بازی فقط یک قاب است و تمام تمرکز روی گیمپلی است. برای من که به دنبال گیمپلی بودم، این یک ضعف محسوب نمیشود، ولی برای برخی دیگر ممکن است یک نقص باشد.

از نظر فنی، Stackmon بازی سنگینی نیست و روی سیستم معمولی هم به خوبی اجرا میشود. من در طول بازی با باگ خاصی مواجه نشدم و همهچیز روان بود. قیمت ۱۳.۹۹ دلار به نظر من ارزشش را دارد، مخصوصاً با این حجم از محتوا و پشتیبانی از Steam Cloud و Achievements. اگر بازی را با تخفیف لانچ هم بخرید، که به ۱۱.۸۹ دلار میرسد، عملاً یک قمار بیدردسر است.

چیزی که Stackmon را برای من خاص کرد، یادآوری دوران کودکیام بود. وقتی بچه بودم، بازیهای زیادی نداشتم، اما همان چند بازی را بارها و بارها بازی میکردم و سعی میکردم همهی رازهایشان را دربیاورم. Stackmon همان حس را به من داد؛ یک سیستم که میخواهم آن را کامل بفهمم، ترکیبهایی که میخواهم همه را امتحان کنم و موجودهایی که میخواهم همه را جمع کنم. این بازی به من ثابت کرد که برای سرگرمکننده بودن لازم نیست پرجزئیات و شلوغ باشی؛ گاهی یک ایدهی خوب و تمرکز روی همان ایده، کافی است.

در نهایت، Stackmon یک تجربهی آرام و عمیق است که درست مثل یک پازل، شما را تشویق میکند تا بفهمید چطور همهی اجزا به هم وصل شدهاند. شاید مبارزهاش خودکار باشد و مدیریت کارتها هم کمی شلوغ شود، اما اگر بتوانید از این ایرادها بگذرید، یک بازی لذتبخش و پرکشش خواهید یافت. من بعد از چند ساعت بازی، هنوز هوس میکنم یک بستهی جدید باز کنم و یک ترکیب تازه امتحان کنم. برای طرفداران بازیهای استراتژیک، کلکسیونرها و هر کسی که به دنبال یک بازی آرام اما عمیق است، Stackmon یک انتخاب عالی است.

0

مزایا

  • سیستم ترکیب کارتها، کشف دائمی و راضیکننده
  • کمپ و مدیریت ساختمانها به بازی ریتم و عمق میدهند
  • کاوش با مسیرهای قابل باز شدن، حس مترویدوانیا ایجاد میکند
  • تنوع بالای موجودات و سیستم Stackpedia برای کلکسیونرها عالی است
معایب

  • مدیریت کارتها در کمپ به مرور شلوغ و گیجکننده میشود
  • مبارزهی خودکار برای بازیکنانی که کنترل مستقیم میخواهند جذاب نیست
  • داستان و شخصیتپردازی در حد یک قاب ساده باقی میماند
  • نیمهی دوم بازی ممکن است به دلیل تکرار موجودهای مشابه، افت کند

0

0

0

0

0

گرافیک - 8
گیم پلی - 8.4
داستان - 7
موسیقی - 7.5

7.7

User Rating: Be the first one !

همچنین ببینید

نقد و بررسی بازی Deep Dish Dungeon

نقد و بررسی بازی Deep Dish Dungeon

دو ساعت اولم با Deep Dish Dungeon بیشتر شبیه جنگ بود تا ماجراجویی. از یک …