«بلکدور» بازی عجیبی است. با یک انتخاب ساده شروع میشود: یا عاشقش میشوی یا بعد از دو ساعت با چشمهایی خسته رهایش میکنی. من تا مرز دسته دوم رفتم و بعد یکشبه همهچیز عوض شد. بازی از استودیوی Static Signal میآید و خودش را شبیهساز هک معرفی میکند، اما تصور من از هک، قبل از اجرای بازی، همان چیزی بود که در فیلمها دیدهام: پنجرههای پرنور، نقشههای چرخان و یک نابغه که با یک دست تایپ میکند. چیزی که واقعاً پیدا کردم یک ترمینال بود. فقط همین. بدون راهنما، بدون فلشهای درخشان، بدون هیچکس که بگوید اول چه کاری انجام بده.
چند دقیقه اول واقعاً گیجکننده است. حتی پیدا کردن راه خروج از بازی خودش تبدیل به یک معما شد و من که هیچ پیشزمینهای در برنامهنویسی ندارم، حس کردم یک فایل متنی را باز کردهام که تصادفی صدا هم دارد. اما کم کم متوجه شدم این ترمینال آنقدرها هم خالی نیست. تاریخچه دستورات، تکمیل خودکار با کلید تب و یک ویرایشگر کد واقعی داخل بازی وجود دارد و همهچیز حس یک محیط واقعی را میدهد، نه یک منوی ساده که بازی برای شما چیده است. اینجا اولین نکتهای است که باید بگویم: بلکدور برای مخاطب عام ساخته نشده و اصلاً هم نمیخواهد چنین به نظر برسد.
قلب بازی جایی است که من را برد. در ابتدا چند اسکریپت آماده در اختیار دارید که کارهای ابتدایی را انجام میدهند، اما عمداً ناکارآمدند. مثلاً یک اسکنر پورت که همه پورتهای ممکن را یکییکی بررسی میکند، یا یک شکستنده رمز عبور که فقط با حمله جستوجوی کامل کار میکند. این ابزارها کار میکنند، اما صدای زیادی تولید میکنند و شما را در معرض شناسایی قرار میدهند. راهحل این نیست که دکمه بهتری پیدا کنید؛ راهحل این است که خودتان کد را بازنویسی کنید. و همینجاست که بازی از یک تمرین تایپ کردن به یک معما تبدیل میشود.
اولین باری که اسکریپت خودم را نوشتم و خطبهخط اجرا شد و کار کرد، چیزی در ذهنم جرقه زد که در این سالها کمتر تجربه کردهام. این حس دقیقاً همان لذتی است که یک باس سخت بعد از بیست بار باختن به شما میدهد: نه لذت کشف یک دکمه مخفی، بلکه لذت این که خودتان چیزی ساختهاید که کار میکند. بلکدور در همین لحظهها بینظیر است.
اما این لذت بیهزینه نیست. بازی تقریباً هیچ چیزی را توضیح نمیدهد و بخش زیادی از یادگیری از طریق آزمون و خطا یا جستوجو در اینترنت اتفاق میافتد. من چند شب پشت یک اسکریپت ماندم و بارها پیش آمد که بازی را کوچک کردم تا در مرورگر دنبال مستندات بگردم. این عادت از نظر آموزشی منطقی است، اما بهعنوان یک بازی، مرا از دنیای خودش بیرون میانداخت. وقتی برای حل یک معمای بازی مجبور باشی از خود بازی بیرون بروی، تعادل لطیف بین چالش و سردرگمی به سمت دومی میچرخد. برای کسی که با لینوکس و برنامهنویسی آشناست این دیوار کوتاه است؛ برای بقیه، دیوار بلندی است که بازی هیچ نردبانی کنارش نمیگذارد.
بخش دیگری که باید از آن حرف بزنم سیستم ردیابی است. هر اتصال یک شمارش معکوس راه میاندازد و اگر سر و صدا زیاد کنید، این شمارش سریعتر میشود. ردیابیشدن یعنی پایان آن تلاش. من با این سیستم راحت نبودم. دقیقاً همان حسی را به من میداد که مراحل مخفیکاری با شکست آنی میدهند: فشار از بیرون، بدون اینکه احساس کنم اشتباهم چیزی به من یاد داده. چند بار وسط یک اسکریپت تقریباً موفق، شمارش به پایان رسید و من دسته را کنار گذاشتم. با این حال باید منصف باشم: همین فشار است که به کارآمدی کد معنا میدهد. اگر ردیابی نبود، هیچ دلیلی نداشت که در نوشتن یک اسکنر سریعتر وقت بگذارید. خطاها هم ردپایی از خود باقی میگذارند: تاریخچه، لاگ، جزئیات. این بخش از بازی هوشمندانه است، حتی وقتی اعصابم را خرد میکرد.
ساختار کمپین از کارهای ساده شروع میشود و کم کم پیچیدهتر میشود: از یک سرور ابتدایی تا شبکههای شرکتی، چند کاربر، ارتقای دسترسی، سیستمهای تشخیص نفوذ و فایلهای رمزنگاریشده. مهمترین ویژگی این پیشرفت این است که بازی شما را به یک راهحل واحد مجبور نمیکند. میتوانید رمز عبور را با پرکردن حدس بزنید، میتوانید سراغ فایلی بروید که کسی بدجور از آن محافظت کرده، یا مسیر کاملاً متفاوتی را با اسکریپت خودتان طراحی کنید. من یکبار راهحلی پیدا کردم که مطمئن بودم کار نمیکند و برای همین با دقت بیشتری تستش کردم که ببینم کجا اشتباه کردهام، و به شکل غیرمنتظرهای کار کرد. همین آزادی است که باعث میشود بعد از پایان بازی به یک بار دیگر فکر کنید، این بار با کدی تمیزتر و سریعتر. برای کسی که عادت دارد بازیها را دو بار تمام کند، این مهمترین مزیتی است که بلکدور دارد.
داستان بازی در پسزمینه میماند. شخصیتهایی وجود دارند و روایت از طریق ترمینال و پیامها جلو میرود، اما اگر دنبال یک تریلر هکری با پیچشهای داستانی باشید، اینجا چیزی برایتان نیست. روایت درست مثل خود بازی مینیمال است و بیشتر نقش زمینه را دارد تا موتور محرک. من شخصاً انگار با آن ارتباط نگرفتم، اما به نظرم همین هم بخشی از صداقت بازی است؛ بلکدور نمیخواهد داستان تعریف کند، میخواهد شما را پشت ترمینال نگه دارد.
از نظر ظاهر و صدا هم بازی سرراست است. تصویری که میبینید همان ترمینال است و طراحی صوتی چیزی فراتر از چند صدا و موسیقی آرام پسزمینه نیست. این کمبود، دو روی یک سکه است: نه چیزی حواس شما را پرت میکند، نه چیزی شما را وسوسه میکند که بمانید. اگر با کدنویسی حال کنید، همین مینیمال بودن نعمت است؛ اگر نه، هیچ جلوه بصریای نیست که تا رسیدن به لحظه کلیک، شما را نگه دارد. شاید عادت من به بازیهای قدیمیتر که با کمترین تصویر بیشترین کار را میکردند اینجا به کمکم آمد؛ بلکدور هم دقیقاً همین فلسفه را دارد.
بلکدور بیشتر از یک بازی، یک پلتفرم یادگیری است که لباس بازی پوشیده. برای کسی که به سایبرامنیت، CTF، لینوکس یا برنامهنویسی علاقه دارد، این یکی از صادقانهترین چیزهایی است که میتواند امتحان کند؛ حتی برای حرفهایهایی که میخواهند زنگ مهارتهایشان را دوباره کوک کنند. اما این بازی جایگزین یادگیری واقعی نیست و ادعای این کار را هم نمیکند. برای من، بلکدور همان پروندههایی است که بعد از پایانش فراموش نمیکنی: نه به خاطر داستان یا تصویرسازی، بلکه به خاطر آن لحظهای که کدی که خودت نوشته بودی، درست کار کرد و تو باور نکردی. بین آن لحظهها اما فاصلههای طولانی از سردرگمی و فشار عصبی وجود دارد؛ برای کسی مثل من که پشت هر گوشه دنبال پاداش بعدی است، این سکوتهای طولانی سنگین است. اگر تحمل یادگیری سخت و هزینههایش را دارید، اینجا یکی از خاصترین تجربههای سال انتظارتان را میکشد؛ اگر نه، احتمالاً در همان ساعت اول رهایش میکنید، و بلکدور حتی پلک هم نمیزند.
- ترمینال باورپذیر با تاریخچه دستور، تکمیل خودکار و ویرایشگر کد که حس یک محیط واقعی را منتقل میکند
- آزادی عمل در انتخاب راهحل، از حدس رمز و فایلهای محافظتنشده تا نوشتن اسکریپت اختصاصی
- لذت ساخت و اجرای اسکریپت شخصی و پیشرفتی که از دل آزمون و خطا به دست میآید
- پیشرفت تدریجی و منطقی از سرور ساده تا شبکههای شرکتی با چند کاربر، تشخیص نفوذ و فایلهای رمزنگاریشده
- انگیزه واقعی برای تکرار بازی با کدی سریعتر و تمیزتر، به لطف تعدد مسیرها
- نیاز مداوم به جستوجو در منابع بیرونی که تمرکز و غرقشدگی در بازی را میشکند
- سیستم ردیابی و شکست آنی که حسی شبیه مراحل مخفیکاری با مجازات فوری میسازد
- شروع بسیار گیجکننده و نبود آموزش برای بازیکنان بدون پیشزمینه برنامهنویسی
- روایت و شخصیتهای کمرنگ که انگیزه پیشروی را از سمت داستان کم میکنند
- ارائه بصری و صوتی بسیار مینیمال که در لحظات سردرگمی هیچ جذابیتی برای ادامه دادن نمیسازد
IRG Review Iran Game Review



