وقتی برای اولین بار اسم Rogue Drone را شنیدم، فکر کردم: "باز هم یک بازی ماینینگ؟" اما ایدهی یک پهپاد که مجبور است شبها از پایگاهش دفاع کند، توجه من را جلب کرد. با شک و تردید سراغش رفتم؛ چون زیاد پیش آمده که بازیهای ایندی با وعدههای بزرگ ناامیدم کنند. اما این یکی، با همان سادگیاش، من را غافلگیر کرد.
در طول روز، با پهپادم در بیابانهای بیحاصل میگشتم و منابعی مثل گوهر، زبالههای صنعتی و قطعات الکترونیکی ماهوارههای سقوطکرده را جمع میکردم. این کار به طرز عجیبی آرامشبخش بود. صدای لیزر حفاری و انفجار سنگها، ریتم خوبی به بازی میداد. اما هوشیاری لازم بود؛ اگر مدت زیادی روی یک منبع لیزر میگرفتم، بیش از حد گرم میشد و آن منبع منفجر میشد و مجبور بودم زمان بیشتری را هدر بدهم. این مکانیک ساده، یک لایهی استرس به ظاهر آرام ماینینگ اضافه میکرد که من از آن خوشم آمد. یادم میآید اولش طمع کردم و یک سنگ بزرگ را با عجله حفاری کردم و از دستش دادم. بعدش فهمیدم که باید صبورتر باشم.
منابع جمعآوریشده را به پایگاه برمیگرداندم و در ماشینهای بازیافت میگذاشتم. اینجا بود که بازی به من حق انتخاب میداد: میتوانستم روی پهپادم سرمایهگذاری کنم – سرعتش را زیاد کنم، محفظهاش را بزرگتر کنم یا لیزرش را قویتر – یا میتوانستم روی دفاع از پایگاهم تمرکز کنم. این انتخابها واقعاً مهم بودند. من عاشق آزمایش کردن بودم؛ چند بار پایگاهم را فقط با برجکهای سبک و سریع گذراندم، و چند بار دیگر به یک پهپاد فوقسریع با انبار بزرگ ارتقا دادم که دیگر برای دفاع جایی نمانده بود. همین تنوع تصمیمگیری بود که مرا جلو میبرد.
وقتی شب میشد، بازی چهرهی دیگری به خود میگرفت. آژیر خطر به صدا در میآمد و ناوگان دشمن از افق ظاهر میشد. در ابتدا جنگندههای کوچک بودند، اما کمکم سفینههای بزرگی با سپرهای انرژیک وارد نبرد میشدند. برجکها را باید در روز میچیدید و در شب هیچ فرصتی برای جابهجایی نداشتی. این طراحی عمدی، حس بیتابی خاصی به بازی میداد. من بارها در حال جیغ زدن بودم که کاش میتوانستم این برجک را جابهجا کنم، یا کاش یک برجک موشکی هم اضافه کرده بودم. این فشار، شیرین بود؛ اما گاهی هم ناعادلانه به نظر میرسید. در یک نوبت، سپر یک نبردناو مانع رسیدن لیزرهای من به آن شد و نتوانستم کاری کنم. به غرورم برخورد، ولی بعدش فهمیدم که تقصیر خودم بود؛ چیدمانم اشتباه بود. این همان نوع چالشی است که من دوست دارم: چیزی که میشود از آن درس گرفت.
متأسفانه سیستم ساختوساز کمی دست مرا میبست. فقط میشد ساختمانها را در یک شبکهی از پیش تعیینشده قرار داد و تعداد محدودی برجک میتوانستی بسازی. دلم میخواست یک برجک وسط پایگاهم بگذارم، اما بازی اجازه نمیداد و همهچیز محدود به محوطهی بیرونی بود. این محدودیت شاید طراحی سادهی بازی را حفظ میکرد، اما من را آزار میداد. دلم میخواست کمی آزادی عمل بیشتر داشته باشم تا استراتژیهای مختلف را امتحان کنم. در عوض، مجبور بودم در همان قالب محدود، بهترین چینش را پیدا کنم.
بازی در ادامه سختتر میشود. منابع کمتر و کمتر میشوند و موجهای دشمن سنگینتر. وای به روزی که همزمان با کمبود منابع، یک ناوگان بزرگ به پایگاه یورش بیاورد. اینجاست که بازی واقعاً خودش را نشان میدهد. من لحظاتی داشتم که همهچیز از دست رفته به نظر میرسید و با یک بُرِش ظریف برجکها دشمن را نابود میکردم. آن لحظات پیروزی فراموشنشدنیاند. اما در همان حال، غرق شدن تصویر در شب آزارم میداد. صدها گلوله و انفجار و سفینه، تشخیص اینکه کدام برجک آسیب دیده را سخت میکرد. دلم میخواست بدانم دقیقاً چه چیزی در حال نابودی است تا بعد از موج، تعمیرش کنم.
از نظر بصری، بازی ساده اما پررنگ است. ساختمانها و برجکها ظاهری متمایز دارند و روشن است که هرکدام چه کاری انجام میدهند. موسیقی متن علمی-تخیلی خوبی دارد و صدای ماینینگها آرامشبخش است؛ اما در نبرد شب، همهچیز به هم میریزد. این تضاد برای من جالب بود.
جایی که بازی برای من میبازد، تکرارپذیری است. وقتی تمام ارتقاها را انجام دادم، دیگر چیزی برای کشف نمانده بود. هیچ راز پنهانی، هیچ اتاق مخفی، هیچ غافلگیریای وجود نداشت. من به دنبال دلیلی برای شروع دوباره گشتم و نیافتم. حالت بازی آزاد هم بیشتر شبیه یک تختهسنگ بیهدف است؛ میتوانی شب را خودت شروع کنی، اما بدون هدف مشخص، انگیزهام زود از بین رفت. برای من که همیشه به دنبال یک ماجرای دوم، یک ایسترگ یا یک بار اضافی هستم، این ضعف بزرگی بود.
با این حال، تجربهی کلی من با Rogue Drone مثبت بود. این بازی مناسب کسانی است که به دنبال یک تجربهی کوتاه و تمرکزبردار در طول روز هستند؛ همانطور که من در چند جلسهی پانزدهدقیقهای ساعت را از دست دادم و یکسره مشغول شدم. روی دستگاههای دستی مثل استیم دک هم فوقالعاده عمل میکند. اما بهعنوان یک جبرانکننده برای شبهای طولانی، نه؛ من چیز بیشتری میخواهم.
در نهایت، Rogue Drone یک میانوعدهی خوشمزه است، نه یک غذای کامل. اگر با این انتظار به سراغش بروی، لذت خواهی برد. از آن دسته بازیهایی است که ارزش چند روز وقت گذاشتن را دارد، اما جای خالی محتوا و اعماق بیشتر در آن حس میشود. امیدوارم سازنده در آینده با یک بهروزرسانی یا دنباله، آن فضای خالی را پر کند.
- چرخهی تنش و پاداش بین جمعآوری منابع در روز و دفاع از پایگاه در شب اعتیادآور است
- ارتقاهای متنوع روی پهپاد و برجکها، تصمیمگیریهای معناداری به بازیکن میدهند
- فضاسازی آرام روز و تضاد آن با نبردهای شلوغ شب، تجربهای متمایز میسازد
- رابط کاربری ساده و آموزش اولیه، بازی را برای ورود راحت میکند
- سیستم ساختوساز محدود به یک شبکهی از پیش تعیینشده، خلاقیت را خفه میکند
- پس از تکمیل ارتقاها، هیچ انگیزهای برای بازگشت و تجربهی دوباره وجود ندارد
- صحنههای شب مملو از جزئیات و شلوغ میشود و تشخیص برجکهای آسیبدیده را سخت میکند
- در برخی مراحل، فشار دشمنان با کمبود منابع ترکیب میشود و به یک باخت قطعی تبدیل میشود
IRG Review Iran Game Review



