گاهی اوقات تاریکی محض موجود در برخی بازیها میتواند کمی بحث برانگیز باشد. در اینجا منظورم لزوماً تاریکی از نظر محتوا و مضامین نیست، اگرچه از فکر کردن به چیزهایی که اخیراً در بازیهای ویدیویی دیدهام وحشت دارم؛ اما چاره ای جز بیان آنها را ندارم. البته تاریکی از نظر نورپردازی در بازیها مد نظرم است، جایی که فقط باریکه ای نور در جلوی خودتان دارید و در یک مسیر مشخص، قدم میزنید. چنین چیزی در بازیهای ترسناک قابل درک است زیرا توسعهدهندگان میخواهند احساس اضطراب و ترس از آنچه در سایهها کمین کرده را به شما القا کنند.
در این زمینه بازی Dark Atlas: Infernum نیز محیط ها و مناطق بسیار تاریکی دارد، اما آیا ترس کافی در سایهها ایجاد میکند که بتواند بر مشکلات نورپردازی خود غلبه کند؟ برای بحث در مورد این سوال، با نقد و بررسی این بازی که توسط تیم تحریریه IRG Review تهیه شده، در ادامه با ما همراه باشید.
بعضی بازیها شما را به راحتی وارد داستان و شخصیت میکنند و معمولا، یک کات سین طولانی به شما داده میشود که جهان و شخصیت اصلی را معرفی میکند و قبل از اینکه همه چیز در اطرافشان به گند کشیده شود، شروع به به تعامل با محیط میکنید. اما در بازی Dark Atlas: Infernum اینطور نیست و در اینجا شما وارد دنیایی میشوید که در جایگاه خوبی قرار نگرفته و حس و حالی کاملاً عجیب دارد و طبیعتا در این محیط عجیب و غریب، به دنبال کسی میگردید.
در ادامه معلوم میشود که شما Natalia Asensio، استاد بزرگ یک فرقه باستانی مرموز هستید. در شرایطی که واقعیت فرو ریخته و او خود را در حال مصرف مواد مخدر و بیدار شدن در یک زیرزمین در حال فرو ریختن میبیند. موجودیتی به نام “The Word” وجود دارد که مانند صدایی در سر زمزمه می کند و او را مجبور میکند خاطرات خود را زنده کرده تا حقیقتی را بیابد که از وقوع آخرالزمان پیش رو جلوگیری میکند.
در زمینه فضاسازی، Dark Atlas یک فرضیه فانتزی بسیار جالب و جذاب را ارائه میدهد که واقعا قابل تحسین است. من دوست دارم این داستان و آنچه را که ارائه میدهد، و همچنین شکل واقعیت جهانی را که اکنون پر از معماری و موجودات جهنمی است، بررسی کنم که البته گاهی اوقات گیجکننده میشود و برخی از عناصر داستان میتوانند به سمت اشتباه دراماتیک منحرف شوند، اما بیشتر اوقات متوجه می شدم کاری بدیع را انجام میدهد.

گیمپلی بازی بیشتر بر بقا متمرکز است تا یک بازی مبارزهای شوتر اول شخص. دو حالت برای بازی وجود دارد و آسانترین حالت، نادیده گرفتن دشمنان است. دشمنان در راهروها و دنیایی که در حال کاوش آن هستید پرسه میزنند و میتوانند هنگام تلاش برای حل معماها یا هنگام جستجوی راههای خروج در این بازی کمنور، واقعاً دردسرساز باشند. اگر شما را بگیرند، مرگ تان حتمی است و این اتفاق زیاد رخ میدهد. هیچ سلاحی هم وجود ندارد، بنابراین فقط باید از مخفیکاری استفاده کنید یا در کمدها پنهان شوید.
با اینکه گشت و گذار در دنیای بازی Dark Atlas: Infernum سرگرم کننده است، اما مشکل تاریکی گاهی اوقات مانند یک مانع بزرگ عمل می کند، به خصوص که نمیتوانید ببینید کجا هستید و چه میکنید. مشکل وقتی بدتر می شود که هیچ نقشهای هم وجود ندارد، بنابراین چند بار در نوعی حلقه تکراری گیر افتادم. همچنین انبوهی از معماها برای حل وجود دارد که طراحی متعادلی دارند. برخی از آنها به راحتی قابل درک هستند، در حالی که برخی دیگر بسیار پیچیدهتر هستند. با این حال تعادل بسیار خوبی دارند.
کنترلهای بازی بسیار مطابق با اصول اولیهای است که انتظار دارید؛ مانند تعامل، راه رفتن، دویدن، چمباتمه زدن و البته پنهان شدن. با این حال، حرکت آنطور که باید روان به نظر نمیرسد؛ اما هیچ چیز آنقدر بد نیست که تجربه را خراب کند. سیستم HUD به این شکل وجود ندارد، بنابراین گاهی اوقات اگر حواسم پرت میشد، احساس میکردم هدف را گم کردهام و واقعاً به یک سیستم راهنمایی بیشتر نیاز داشتم تا حداقل به مسیر درست برگردم.
من به تاریکی و مناطق کمنور در Dark Atlas: Infernum اشاره کردم که یک مشکل اساسی هستند و حیف است که شاهد چنین معضلی در بازی باشیم، زیرا جلوه های بصری بازی گاهی اوقات از نظر بصری واقعا خیرهکننده است. در کل بازی از طراحی محیطی درخشانی استفاده شده و داستانسرایی بصری خاص خود را خلق میکند که جسورانه و منحصر به فرد است. همچنین بسیار شلوغ به نظر میرسد، که انتخاب خوبی است، اما وقتی زیاد گم میشوید خیلی خوب نیست.
از نظر طراحی صوتی، با صداپیشگی کاملاً حرفهای که کار فوقالعادهای انجام میدهد، همراه است و در کنار طراحی صوتی عالی از نظر تمام جلوهها برای کمک به وحشت قرار میگیرد. صداگذاری در کل بازی حس واقعی پیشگویی را ایجاد میکند و شما دائماً مراقب خواهید بود و نگران خواهید بود که هر صدای جیرجیر چه چیزی ممکن است به دنبال داشته باشد.
اگر بخواهم چکیده این مقاله را در یک جمله بیان کنم، می توانم بگویم Dark Atlas: Infernum از نظر داستان و فضاسازی خلاقانهاش نویدبخش چیزهای زیادی است و من از تلاش بازی برای رسیدن به این هدف خوشم آمد و در بعضی قسمتها، این کار را خیلی خوب انجام میدهد. با این حال، نبود نقشه، تاریکی مداوم و مشکلات مربوط به تمرکز کلی کمکی به حل مشکلات آن نمیکند. همچنین به همه گیمرها توصیه میکنم هنگام بازی، بیخیال کشتن دشمنان شوید، زیرا آنها بیشتر از اینکه ترسناک باشند، آزاردهنده هستند و بدون آنها، نیازی به تکرار بخشهای کامل بارها و بارها نخواهید داشت. با این حال، خود بازی در بیشتر موارد، ارزش وقت گذاشتن را دارد، به خصوص اگر طرفدار ژانر وحشت یا فانتزی هستید.
- شالوده اصلی داستان واقعا جالب و درگیرکننده است.
- فضاسازی و اتمسفر استثنایی و فوق العاده ای دارد.
- جلوههای صوتی و صداگذاری، نقش مهمی در القای حس ترس به مخاطب ایفا می کنند.
- اغلب محیط های بازی بیش از حد تاریک هستند.
- فاقد هر گونه سیستم نقشه برای جلوگیری از سردرگمی است.
- دشمنان آزاردهنده هستند.
IRG Review Iran Game Review



