خانه / Playstation / نقد و بررسی بازی Dark Quest 4
نقد و بررسی بازی Dark Quest 4

نقد و بررسی بازی Dark Quest 4

سالها پیش، وقتی هر بازی که به دستم میرسید را باید چندین بار تمام میکردم تا ارزشش را دربیاورم، بازی رومیزی Hero Quest یکی از معدود تفریحهایی بود که دور یک میز با جمعی از دوستان تجربه کردیم. حالا Dark Quest 4 مرا به همان روزها برد؛ هم به خاطر خاطرات، هم به دلیل این سؤال که آیا یک بازی ویدیویی میتواند حس و حال یک شب پر از بحث و خندهی دور میز را زنده کند؟

داستان ساده است؛ یک جادوگر تاریک به نام گولاک، دستنشاندهی ارباب تاریکی، روستاییان را دزدیده و ما به عنوان گروهی از قهرمانان باید به سیاهچالها برویم و به این ماجرا پایان بدهیم. هیچ پیچش داستانی عمیقی وجود ندارد، اما نحوهی بیان داستان به صورت کتاب مصور همراه با راوی، من را یاد دفترچههای قصهی دوران بچگی انداخت. راوی هر بار که یکی از قهرمانان از بین میرود، با خندهی شیطنتآمیزی استقبال میکند و این جزئیات، بازی را دوستداشتنیتر میکند.

بخش بصری بازی شامل دو محیط اصلی است: اردوگاه و سیاهچالها. اردوگاه جایی است که قهرمانان، آموزش میبینند، مأموریت میپذیریم و با فروشندهها حرف میزنیم. طراحی اردوگاه ساده اما صمیمی است. سیاهچالها با نمای ایزومتریک، اسپرایتهای حجیم و نورپردازی تاریک، فضای مناسب یک اثر ژانر فانتزی را ساختهاند. موسیقی نیز از نظر ریتم و ملودی، تغییر چندانی در طول بازی ندارد، اما هرگز آزاردهنده نیست و با حال و هوای محیط همراه است. جلوههای صوتی نبرد هم کاملاً در خدمت فضا هستند؛ صدای برخورد تیر و شمشیر و غرش دشمنان، هیجان هر نوبت را بیشتر میکند. راوی با لحن شوخ و مرموز خود، حتی لحظههای تلخ از دست دادن یک قهرمان را به بخشی از تجربه تبدیل میکند.

مکانیک اصلی بازی از همان قواعد آشنا پیروی میکند: حرکت روی شبکهی مربعی، حمله در محدودهی مشخص و نوبتهای جداگانه برای هر شخصیت. اما بازی چند برگ برنده دارد که آن را از یک تقلید ساده جدا میکند. اول، تفاوت معنادار میان قهرمانها. انتخاب از بین ده شخصیت، با سلاحها و تواناییهای متفاوت، به بازیکن امکان میدهد ترکیبهای مختلفی بسازد. دومی، سیستم کارتهای مهارتی است. این کارتها در کمپ و با طلایی که از سیاهچالها آوردهاید خریداری میشوند و هر کدام فقط یکبار در طول مأموریت قابل استفاده هستند. مثلاً کارت «تیر سهگانه»ی تیرانداز، اگر برای یک اسکلت تنها مصرف شود، هدر رفتهای بیش نیست. این محدودیت، من را وادار میکرد تا برای هر نبرد بزرگی، استراتژی خود را عوض کنم و دقیقاً همین عمق و چالش، برای من هیجانانگیز است. یک بار با کارت «تیر سهگانه»، سه اسکلت که پشت سر هم ایستاده بودند را با یک شلیک از پا درآوردم؛ همان لحظه فهمیدم که انتخاب زمان مناسب برای این کارتها چقدر میتواند پیروزی را از شکست جدا کند.

بازی از نظر سختی، منصفانه طراحی شده است. بله، شکست میخورید؛ بله، بعضی از دشمنان ضربههای سنگین میزنند؛ اما تقریباً تمام شکستهای من به خاطر بیدقتی یا تصمیم عجولانه بود، نه یک حملهی تصادفی بیرحمانه. من از این نوع سختی لذت میبرم؛ سختیای که از بازیکن برنامهریزی میخواهد و نه واکنشهای برقآسا.

با این حال، همهچیز در اینجا خوب نیست. بزرگترین مشکل Dark Quest 4، کاوش در نقشههای بزرگ است. وقتی در یک نقشه هیچ دشمن زندهای باقی نمانده، بازیکن باید تک به تک شخصیتها را به سمت پلهها هدایت کند. این کار در نقشههای بزرگ و پرپیچوخم، بسیار کسلکننده و زمانبر میشود. من چند صحنه داشتم که از سر خستگی، فقط به این فکر میکردم که چرا پایانی سر راست برای حرکت گروه وجود ندارد. این ریتم شکسته شده، لذت بخشهای تکنیکی و جذاب بازی را خنثی میکند.

مشکل بعدی، وزندهی به جزئیات بیمعنی است. هر بار که از یک سیاهچال برمیگردید، باید معجونها را دوباره به سردوشی شخصیتها بدهید. هیچ پنتی یا مزیت خاصی ندارد؛ فقط یک منوی اضافی است که به نظر میرسد برای افزایش طول بازی اضافه شده است. در کنار این، رابط کاربری بازی در اردوگاه کمی خام است و در ابتدا برای پیدا کردن بخشهای مختلف، باید وقت بگذارید.

با این حال، بخش تکرارپذیری بازی فوقالعاده است. ده قهرمان مختلف، مأموریتهای متعدد، و کارتهای متنوع، دلیل کافی برای شروع دوباره بازی به من میدهند. من چند بار گروههای مختلفی را امتحان کردم و هر بار با یک تاکتیک جدید طرف شدم. این دقیقاً همان حس و حالی است که من از یک بازی استراتژیک انتظار دارم: یادگیری تدریجی سیستمها، کشف ترکیبهای تازه و به کار گرفتن آنها در موقعیتهای سخت. در زمانهای که بازیها با محتوای تکراری و نقشههای پر از آیکون من را خسته میکنند، Dark Quest 4 با ارائهی گزینههای محدود اما عمیق، نفس تازهای است.

حالت کواپ دونفره و سهنفره هم یکی دیگر از نقاط قوت بازی است. هرچند من شخصاً نتوانستم آن را آزمایش کنم، اما طراحی نوبتی و نیاز به هماهنگی بین بازیکنان، به خوبی میتواند حس بازیهای رومیزی قدیمی را منتقل کند. فقط کافی است یک نفر زودتر از بقیه وارد اتاق برود تا اول دعوای سر میز شروع شود.

در نهایت، Dark Quest 4 مرا با نظری مثبت اما همراه با کمی دلخوری به پایان رساند. این بازی یک استراتژی نوبتی درستوحسابی است که در کاوشهای غیرضروری گاهی لنگ میزند، اما در بخشهای اصلی، یعنی نبرد و مدیریت قهرمانان، حسابی میدرخشد. برای من که همیشه عاشق تکرار کردن بازیهای مورد علاقهام بودم، این چیز کمی نیست. با وجود مشکلاتی که گفتم، هنوز هم دوست دارم دوباره به سیاهچالها برگردم و ترکیبهای تازهای را امتحان کنم. اگر از طرفداران بازیهای تکنفره و دونجنوردی هستید، این بازی میتواند گزینهی خوبی برای چند شب سرد زمستانی باشد.

0

مزایا

  • سیستم مبارزهی نوبتی با کارتهای مهارتی، عمق و ریسکپذیری خوبی دارد.
  • انتخاب از میان ده قهرمان و مأموریتهای متنوع، تکرارپذیری بالایی به بازی میدهد.
  • فضاسازی و روایت کتابمصوّر، حس بازی رومیزی را زنده میکند.
  • حالت کواپ محلی با امکان مدیریت شخصیتها به صورت مشترک، یکی از نقاط قوت بازی است.
معایب

  • کاوش در نقشههای بزرگ، بعد از پاکسازی دشمنها، به شدت کسلکننده و زمانبر است.
  • اجباری کردن تجهیز دوباره معجونها در هر بار ورود به سیاهچال، وقت بازیکن را هدر میدهد.
  • رابط کاربری در اردوگاه ناوبری سختی دارد و منوها بهینه نیستند.

0

0

0

0

0

گرافیک - 8.6
گیم پلی - 7.9
داستان - 7.2
موسیقی - 7.7

7.9

User Rating: Be the first one !

همچنین ببینید

نقد و بررسی بازی BrokenLore: DON'T LIE

نقد و بررسی بازی BrokenLore: DON’T LIE

بعضی بازی‌ها را باید دو بار بازی کنی تا بفهمی بار اول چه چیزی را …