وقتی برای اولین بار نام Juiced Fruit Racing را شنیدم، تصور کردم یک بازی کارتینگ ساده و کودکانه است که صرفاً برای پر کردن اوقات فراغت بچهها ساخته شده. اما بعد از چند ساعت بازی با دوستانم در حالت چندنفره محلی، فهمیدم که این بازی چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده است. حالا که چند هفتهای از تجربهی آن میگذرد، میتوانم بگویم این بازی یکی از صادقانهترین تجربههای پارتی رانندگی است که در سالهای اخیر بازی کردهام. من از آن دسته بازیکنانی هستم که با بازیهای قدیمی PlayStation بزرگ شدم؛ زمانی که به دلیل محدودیتهای مالی، مجبور بودم یک بازی را ماهها بازی کنم و تمام رازها و میانبرهای آن را با دقت پیدا کنم. این پیشینه باعث شده به بازیهایی با ارزش تکرارپذیری بالا و اسرار پنهان احترام بگذارم. Juiced Fruit Racing دقیقاً با تکیه بر همین ویژگیها طراحی شده، اما ضعفهایی هم دارد که برای من بهعنوان یک بازیکن تکنفره بسیار آزاردهنده بود.
ساختار اصلی بازی بر پایه جلسات کوتاه است، نه قهرمانیهای طولانی. بازیکنان در هر جلسه چند مسابقه را روی پیستهای تصادفی پشت سر میگذارند و اولین کسی که به ۱۵ امتیاز برسد، برنده شب است. این طراحی که در ابتدا پیشپاافتاده به نظر میرسد، درعمل تجربهای کاملاً متفاوت ارائه میدهد. در طول مسابقه، هرگز احساس نمیکنید که یک اشتباه کوچک باعث از دست رفتن کل بازی میشود. اگر در یک دور در جایگاه آخر قرار بگیرم، فقط همان دور را از دست دادهام و دور بعدی همهچیز از نو شروع میشود. این نگرش، فشار روانی را از روی بازیکنان برداشته و آنها را تشویق میکند تا به جای وسواس روی خط ایدهآل، از هرجومرج لذت ببرند. در واقع، بازی عمداً فضایی را خلق میکند که حتی بازیکنان ضعیفتر هم شانس پیروزی داشته باشند. این دقیقاً همان چیزی است که از یک پارتی بازی انتظار دارم، ولی کمتر پیش میآید که یک بازی اینقدر هوشمندانه آن را اجرا کند.
کنترل ماشینها در Juiced Fruit Racing بسیار ساده اما نرم است. فرمانپذیری سریع، دریفت آسان و بازگشت سریع از اشتباهات باعث شده تا هر کسی بدون آشنایی قبلی با بازیهای مسابقهای، بتواند از همان لحظه اول از بازی لذت ببرد. من در ابتدا نگران بودم که این سادگی به سرعت برای من خستهکننده شود، اما اینگونه نشد. سرعت مسابقات بالاست و رقابت بر سر جایگاهها همیشه نزدیک است. البته اگر به دنبال عمق فنی مثل تکنیکهای پیشرفته رانندگی باشید، اینجا چیز زیادی پیدا نخواهید کرد. بازی هیچ پیچیدگیای در سیستم رانندگی ندارد و همه به یک اندازه میتوانند به سرعتهای بالا برسند. این شاید برای حرفهایها نکته منفی باشد، اما برای یک بازی پارتی که هدف اصلی آن سرگرم کردن گروهی از دوستان است، کاملاً منطقی به نظر میرسد.
مکانیک اصلی بازی، سیستم آیتمهای مبتنی بر آبمیوه است که آن را از سایر بازیهای کارتینگ متمایز میکند. به جای موشک و لاکپشت، آیتمهای مختلف روی پیست آبمیوه میریزند و بازیکنان میتوانند با عبور از آبمیوه خودی سرعت بگیرند و آبمیوه حریف باعث لغزش و انحراف او شود. این ایده علاوه بر ایجاد هرجومرج، یک لایه استراتژیک اضافه میکند. دیگر مسیر تنها مجموعهای از پیچها و خطوط مستقیم نیست؛ بلکه یک بوم نقاشی است که بازیکنان میتوانند با آبمیوه روی آن طراحی کنند. من بارها پیش آمده که با ریختن یک ردیف آبمیوه در نزدیکی پیچ، حریف را مجبور کردم مسیرش را عوض کند و همین اقدام به من برتری داده است. در حالت چندنفره، این سیستم به شدت وارد عمل میشود. لحظاتی که یک بازیکن با یک حرکت حسابشده، میتواند به لطف آبمیوهها معادلات را به هم بزند، از جذابترین خاطرات بازیهای پارتی هستند که در اخیراً تجربه کردهام.
اما همین سیستم معایبی هم دارد. در حالت چهار نفره تقسیم صفحه، جلوههای بصری و صداهای ناشی از آبمیوه ممکن است آنقدر شلوغ شود که تشخیص اینکه دقیقاً چه کسی مقصر است یا چه اتفاقی دارد رخ میدهد، سخت باشد. چند بار پیش آمد که فکر میکردم حریف عمداً جلوی من آبمیوه ریخته، اما در واقع خودم بودم که از روی آبمیوه خودم رد شدم و لیز خوردم. این آشفتگی میتواند منجر به ناامیدی شود، اما خوشبختانه ساختار کوتاه جلسات باعث میشود که این اشتباهات خیلی زود فراموش شوند. در واقع، بازی با این طراحی احتمالاً عمداً میخواهد بگوید که همهچیز همیشه بر اساس مهارت نیست و شانس هم در این میان نقش دارد. برای یک بازی پارتی، این اتفاق لزوماً بد نیست.
چیزی که Juiced Fruit Racing را برای من از سایر بازیهای پارتی متمایز میکند، روشی است که بازی شانس و مهارت را در هم میآمیزد. در هر مسابقه، حتی اگر بهترین خط رانندگی را بدانید، همیشه یک رنده آبمیوه یا یک پیچ ناگهانی میتواند همهچیز را تغییر دهد. در ابتدا این موضوع من را عصبانی میکرد، مخصوصاً وقتی که در جایگاه اول بودم و به یکباره بهخاطر یک آبمیوه سرخ کنار پیست، تا جایگاه چهارم سقوط میکردم. اما همانطور که جلسات بیشتری بازی کردم، به این نتیجه رسیدم که این بینظمی دقیقاً همان چیزی است که بازی را زنده نگه میدارد. چون همهی بازیکنان، صرفنظر از سطح مهارت، همیشه شانس برد دارند و هیچوقت از بازی عقب نمیکشند. این حس امید تا آخرین لحظه، در بازیهای پارتی کمنظیر است و من بعد از مدتها یک بازی را دیدم که میخواهد همه را سرگرم کند، نه فقط بهترین رانندهی گروه را.
پیستهای بازی تنوع خوبی دارند، هرچند تعداد آنها زیاد نیست. تقریباً هر پیست دارای چند میانبر مخفی است که پیدا کردن آنها به حافظه و تمرین نیاز دارد. این موضوع برای من، که به کشف رازهای پنهان علاقه دارم، یک مزیت بزرگ محسوب میشد. به یاد دارم اولین باری که یک میانبر در پیست هندوانهای پیدا کردم، با فریاد شادی به دوستانم گفتم که از آن پس دیگر هیچکس نمیتواند مرا شکست دهد. اما بلافاصله متوجه شدم که این میانبرها فقط به نفع کسانی هستند که بارها بازی را تکرار کردهاند. در ابتدا این موضوع باعث شد من در جلسههای اول همیشه از حریفانی که با بازی آشنا بودند، عقب بیفتم. اگرچه این به معنای وجود یک لایه مهارتی است، اما میتواند برای بازیکنان جدید کمی ناعادلانه به نظر برسد. با این حال، حس کشف یک میانبر جدید آنقدر قوی است که من را به ادامه بازی ترغیب کرد تا تمام میانبرها را پیدا کنم.
بزرگترین ضعف بازی، بخش تکنفره آن است. به وضوح مشخص است که توسعهدهنده بازی را برای حالت محلی چندنفره طراحی کرده و بخش تکنفره فقط یک افزونه است. من که اغلب بهصورت تنها بازی میکنم، به سرعت متوجه شدم که علاقهای به ادامه بازی ندارم. هیچ سیستم ارتقا یا آنلاک قابلملاحظهای وجود ندارد که مرا برای انجام مسابقههای بیشتر ترغیب کند. حتی مسابقات آنلاین هم خبری نیست و این یعنی بعد از چند جلسه تکنفره، حس میکنم همهچیز را دیدهام. این کمبود برای من دردناک است، چون همیشه به دنبال هدفی برای بازگشت به بازی هستم. در حالت چندنفره، هدف اجتماعی است، اما در تنهایی، هیچ چیز جز تکرار مسابقات یکنواخت وجود ندارد. شاید اگر یک حالت قهرمانی با قفلهای تدریجی یا چالشهای خاص اضافه میشد، تجربه تکنفره جذابتر میشد، اما فعلاً این بخش به شدت ضعیف است.
از نظر بصری، بازی رنگارنگ و پرانرژی است، بدون اینکه به چشمها آسیب بزند. حالوهوای میوهای و طراحی شخصیتها هرچند پیچیده نیستند، اما کاملاً با روحیه بازی هماهنگاند. در حالت تقسیم صفحه، حتی با وجود حجم بالای جلوههای آبمیوه، اطلاعات به اندازه کافی خوانا باقی میمانند. این نکته مهمی برای یک بازی پارتی است، چون هیچکس دوست ندارد به خاطر شلوغی صفحه ببازد. موسیقی بازی شاد و ریتمیک است، اما چندان در ذهن نمیماند. من بعد از خاموش کردن بازی نمیتوانستم هیچ آهنگی را زمزمه کنم، هرچند در حین بازی کاملاً به فضاسازی کمک میکرد. صداگذاری ماشینها و انفجار آبمیوهها هم به شکلی است که لحظههای اوج را هیجانانگیزتر میکند.
یکی دیگر از نکاتی که با گذشت زمان متوجه شدم، این است که Juiced Fruit Racing بهشدت به همراهان بازی وابسته است. من یک شب با دوستانم که بعضی از آنها اصلاً اهل بازیهای ویدیویی نبودند، این بازی را تجربه کردم. در ابتدا نگران بودم که آنها نتوانند با کنترلهای ماشین کنار بیایند، اما بعد از اولین مسابقه، همه درگیر شده بودند و با خنده و فریاد مشغول رقابت بودند. بازی بهخوبی میداند چطور یک فضای مشترک و بامزه ایجاد کند؛ از اسمهای بامزه شخصیتها تا صداهای اغراقشدهی برخوردها. این یک تجربهی جمعی است که اگر تنها بنشینید، بسیاری از جذابیتهای آن را از دست میدهید. شاید همین وابستگی شدید به چندنفرهی محلی باشد که باعث شده در ایران، جایی که دسترسی به کنسول برای همه ممکن نیست، این بازی بیشتر برای جمعهای دوستانه پیشنهاد شود تا بازی در تنهایی.
یکی از نکاتی که در طول بازی نظرم را جلب کرد، نبود هرگونه سیستم پیشرفت و آنلاک در بازی بود. وقتی بازی را شروع میکنید، همه پیستها و شخصیتها از همان ابتدا در دسترس هستند. برای برخی بازیکنان، این موضوع یک مزیت است، چون بازی بلافاصله قابل دسترسی است و همه چیز در اختیار شماست. از سویی دیگر، من به عنوان بازیکنی که عادت به دنبال کردن هدفهای کوتاهمدت و بلندمدت دارد، بدون سیستم پیشرفتنویسی احساس از دست دادن هدف میکردم. شاید اگر بازی یک حالت به اصطلاح «کاریر» یا «جایزهبزرگ» داشت، من بیشتر با کامپیوتر تنها رقابت میکردم، اما انگار توسعهدهنده عمداً همهچیز را باز گذاشته تا بازیکنها از همان اول به رقابتهای پارتی بپردازند.
در پایان، باید بگویم که Juiced Fruit Racing بازیای است که دقیقاً هدف خودش را میشناسد و در رسیدن به آن موفق است. این بازی یک تجربه پارتی شاد، پر از خنده، رقابت، و لحظههای ناب است. اگر افراد مناسبی برای بازی کردن دارید، این بازی میتواند یک شب مهمانی را به یک خاطره بهیادماندنی تبدیل کند. من حتی یک دقیقه هم نه از مسابقات کوتاه و نه از هرجومرج آبمیوهها خسته نشدم، البته به شرطی که دو سه نفری با من بازی میکردند. اما اگر اهل بازی تکنفره هستید یا انتظار یک مسابقهای عمیق و فنی را دارید، احتمالاً زود از آن دلزده میشوید. با این حال، ارزش تکرار بالای بازی به لطف میانبرها و شانسهای متغیر آن، در کنار حس نوستالژیای که به بازیهای پارتی قدیمی دارد، برای من یک نقطه قوت محسوب میشود. اگرچه این تجربه را فوقالعاده نمیدانم، اما به عنوان یک بازی پارتی سبک، توانسته رضایت من را جلب کند و فهمیدم که در موقعیتهای مناسب، میتواند به یکی از آن آثاری تبدیل شود که هر بار با دوستانم به سراغش برمیگردم.
- سیستم مبتکرانه آبمیوه که لایه استراتژیک به مسابقات اضافه میکند
- ساختار جلسهای کوتاه که فشار مسابقات را کاهش میدهد
- میانبرها و رازهای مخفی که ارزش تکرار بازی را بالا میبرند
- کنترلهای ساده و در دسترس برای تمام سطوح مهارت
- تجربه چندنفره محلی بسیار سرگرمکننده و خاطرهساز
- بخش تکنفره ضعیف و فاقد عمق کافی
- عدم وجود سیستم ارتقا و آنلاک برای ایجاد انگیزه
- شلوغی و هرجومرج در حالت چهارنفره میتواند گیجکننده باشد
- تعداد محدود پیستها و محتوا در طولانیمدت
- عمق فنی رانندگی برای بازیکنان حرفهای کافی نیست
IRG Review Iran Game Review


