در صنعتی که به طور فزایندهای با هیاهوی زیاد – مکانیکهای گم پلی و جلوه های بصری پر سر و صدا همراه با جاهطلبیهای بلند پروازانه – تعریف میشود، بازی Pencil Stories با مضمونی دلنشین از راه میرسد و خودش را با نمایش یا فوریت معرفی نمیکند. در عوض، بازیکنان را به روستایی خاموش و شبانگاهی دعوت میکند که در آن پیشرفت نه با پیروزی یا ارتقاء، بلکه با درک سنجیده میشود.
این بازی درباره نامههایی است که هرگز تحویل داده نشدهاند، داستانهایی که هرگز تمام نشدهاند و لحظاتی که به جای جلب توجه، آرام و بیصدا باقی میمانند. این خویشتنداری هم بزرگترین نقطه قوت و هم محدودکنندهترین نقص آن است. با نقد و بررسی این بازی که توسط تیم تحریریه IRG Review تهیه شده، در ادامه با ما همراه باشید.
داستان بازی Pencil Stories که در روستای مهتابی Tsukinoma اتفاق میافتد، شما را در نقش “Letty” قرار میدهد، شخصیتی تنها که وظیفه دارد معنای پشت نامههای مرموز و تحویل داده نشدهای را که هر شب ظاهر میشوند، کشف کند. هیچ فاجعه قریبالوقوعی، هیچ آنتاگونیستی و هیچ ساعتی در حال تیک تاک کردن نیست. روستا در حالی که شما در اطراف آن پرسه میزنید، در آرامش به سر می برد و تکههایی از زندگیهایی را که عمدتاً خارج از صفحه نمایش زندگی شدهاند، کنار هم میچینید. این فرضیهای است که بلافاصله اولویتهای بازی را نشان میدهد: فضاسازی بر اکشن، دروننگری بر شدت.
همانطور که Letty در خیابانهای روستا قدم میزند، محیط به تدریج خود را به هستی میکشاند، گویی توسط دستی نامرئی ترسیم شده است. ساختمانها، درختان و مسیرها به آرامی پدیدار میشوند و این حس را تقویت میکنند که این جهان به همان اندازه که موجودیت دارد، خاطره نیز هست. این جلوه بیسروصدا مسحورکننده است و به کاوش در محیط، کیفیتی لمسی و تقریباً مراقبهای میبخشد.
این نمایش بصری، محور هویت بازی Pencil Stories است. گرافیک هنری طراحیشده با دست، عمدی به نظر میرسد تا تزئینی، و مضامین شکنندگی و ناپایداری را که در روایت جریان دارد، تقویت میکند. هیچ چیز در اینجا دائمی به نظر نمیرسد. همه چیز به گونهای به نظر میرسد که گویی میتوان با یک حرکت بیدقت آن را پاک کرد. این رویکردی است که کاملاً با لحن بازی مطابقت دارد، اما همچنین بر میزان کماحساسی بودن جهان تأکید میکند. تسوکینوما زیباست، اما دور است. شما به عنوان یک ناظر در آن قدم میزنید، نه به عنوان یک شرکتکننده در ریتمهای روزانهاش.
هر شب نامهای جدید، تحویل داده نشده و ناقص، به عنوان قلاب اصلی روایت معرفی میشود. این نامهها صرفاً اشیاء قابل جمعآوری نیستند؛ بلکه پازلها، قطعاتی از تاریخ شخصی هستند که باید از طریق کاوش و مشاهده بازسازی شوند. در روند بازی، شما به دنبال صندوقهای پستی پنهان میگردید، متنهای مبهم را کشف میکنید و به جای شرح و بسط، از مفاهیم ضمنی، به دنبال معنا میگردید.وقتی این داستانها محقق می شوند، مضامین پشیمانی، اشتیاق و امید خاموش در لحظات کوچک و کماهمیت پدیدار میشوند. ارتباطی از دست رفته. احساسی ناگفته. خاطرهای که از محو شدن امتناع میکند.

این تصاویر هرگز بیش از حد مورد استقبال قرار نمیگیرند و بازی به خاطر اعتماد به بازیکنان برای استنباط معنای عاطفی بدون بیان همه چیز، شایسته تقدیر است. با این حال، این ظرافت گاهی اوقات به ضرر بازی عمل میکند. گاهی اوقات، هر نامه به درستی طنینانداز نمیشود و بدون یک رشته روایی فراگیر قویتر، داستانهای فردی میتوانند به جای تجمع، منزوی به نظر برسند. هیچ تشدید عاطفی واضحی وجود ندارد – هیچ حسی وجود ندارد که بازی به سمت چیزی دگرگونکننده در حال حرکت است. در عوض، داستانهای مدادی در کل، یک ریتم احساسی ثابت را حفظ میکنند که میتواند باعث شود بخشهای بعدی، آنطور که باید، تأثیرگذار نباشند.
از نظر گیم پلی، Pencil Stories کلیات عمداً ساده ای دارد. Letty در مناطق مختلف روستا راه میرود، اشیاء را بررسی میکند و از ابزارهای کمی برای آشکار کردن عناصر پنهان محیط استفاده میکند. معماها ملایم هستند و به ندرت بازیکن را فراتر از مشاهده و صبر اولیه به چالش میکشند. این دسترسی، بازی را دلپذیر میکند، اما عمق مکانیکی آن را نیز محدود میکند. در اوایل، سادگی بازی، مناسب و حتی طراوتبخش به نظر میرسد. لذتی در تعامل با بازیای که سعی در غرق کردن شما ندارد، وجود دارد.
با این حال، با گذشت زمان، فقدان تکامل مکانیکی بیشتر قابل توجه میشود. ابزارهای جدید به ندرت معرفی میشوند و به ندرت نحوه بازی را به روشهای معناداری تغییر میدهند. حس کشف همچنان وجود دارد، اما عمیقتر نمیشود. برای بازیای که بسیار بر روایت و فضاسازی متمرکز است، این ممکن است برای برخی از بازیکنان یک معامله قابل قبول باشد. برای برخی دیگر، تکرار میتواند تجربه را کسلکننده کند، به خصوص در طول جلسات طولانیتر بازی. المان های گیم پلی از داستان پشتیبانی میکنند، اما به ندرت آن را ارتقا میدهند.
در کل، بازی Pencil Stories یک تجربه هوشمندانه و با دقت ساخته شده است که آرامش را بر المان های مبارزه و اتمسفر خود را بر جاهطلبی ارجحیت میدهد. دنیای دستساز و داستانسرایی ملایم آن، لحظاتی از زیبایی آرام را خلق میکند، حتی اگر به ندرت به عمق احساسی برسند. مکانیکهای گیم پلی، کاربردی اما مهار شده هستند و روایت، در حالی که برانگیزاننده است، فاقد شتاب لازم برای ایجاد تأثیری ماندگار است.
با این حال، برای بازیکنانی که به بازیهای آرامش بخش که خلق و خو و دروننگری را در اولویت قرار میدهند، جذب میشوند، Pencil Stories یک خلوتگاه آرام را ارائه میدهد. برای دیگران، ممکن است بیش از حد محتاط و یا حتی بیش از حد راضی به کوچک ماندن احساس شود. در واقع این بازی دقیقاً میداند که چه میخواهد باشد – و میپذیرد که همه نمیخواهند آن را در سکوت دنبال کنند.
- فضای آرام و دلنشینی دارد که به راحتی هر مخاطبی را جذب می کند.
- معماها به گونهای طراحی شدهاند که قابل فهم باشند.
- روند پیشرفت روایت داستانی دلپذیری دارد.
- گیم پلی فوق العاده ساده ای دارد.
- شالوده اصلی داستان، خیلی ماندگاری نیست.
- وجود تعدادی مشکل فنی جزئی که قابل ملاحظه هستند.
- به دلیل مشکل ترجمه، تفسیر برخی از سرنخها دشوار می شود.
IRG Review Iran Game Review



